167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

گلستان سعدي

  • ... بکراهيت و استحقار در او نظر کردي پسر به فراست و استبصار بجاي ...
  • ... مدبران ممالک آنطرف در رفع مضرت ايشان مشورت کردند که اگر اين ...
  • ... را بفرستادند تا در شعب جبل پنهان شدند. ...
  • در آن ميان جواني بود ميوه عنفوان شبابش نورسيده و سبزه گلستان ...
  • ... بخيانتش متهم کردند و در کشتن او سعي بيفايده نمودند ...
  • ... ديدم که مهابت من در دل ايشان بي کرانست و بر عهد من اعتماد کلي ...
  • در حالتيکه ملک را پرواي او نبود حال بگفتند بهم برآمد و روي از او ...
  • ... بتفاريق مجري دارند تا در نفقه اسراف نکنند اما آنچه فرمودي از ...
  • ... گفته اند: دوستان در زندان بکار آيند که بر سفره همه دشمنان دوست ...
  • ... همچنين نجم سعادتش در ترقي بود تا باوج ارادت رسيد و مقرب حضرت ...
  • ... و ملک دام ملکه در کشف حقيقت آن استقصا نفرمود و ياران قديم و ...
  • ... کن که واقعه ها در پيشست و دشمنان از پس، نبايد که بوقت حاجت فرو ...
  • ... لشکري خشم آمد و در چاهش کرد، درويش اندر آمد و سنگ بر سرش کوفت، ...
  • ... آزاد کن تا مرا در بلائي نيفکند. گناه از منست و قول حکما معتبر ...
  • ... و لعب مشغولند و در اداي خدمت متهاون. صاحبدلي بشنيد و گفت: علو ...
  • ... سياه بيچاره را در اين خطائي نيست که ساير بندگان و خدمتکاران ...
  • ... چه حالت بود که در اين قامتي آب از هلاک چيزي نمانده بود. ...
  • ... خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب. چون فروماني به سختي تن بعجز ...
  • ... بميري. نشنيد و قدم در بيابان نهاد و برفت. چون به نخله محمود ...
  • ... موعظه بليغ گفته و در سمع قبول من نيامده. امشبم طالع ميمون و بخت ...
  • ... گرفت. گفتم: اي شيخ در حيواني اثر کرد و ترا همچنان تفاوت نميکند ...
  • ... از متعبدان شام در بيشه زندگاني کردي و برگ درختان خوردي. پادشاهي ...
  • همچنين در قاع بسيط مسافري گم شده بود و قوت و قوتش به آخر آمده و ...
  • ... گرداند. شبي چند در صحبت او بود چندانکه بر درمهاش وقوف يافت ببرد ...
  • ... و غدر کاروانيان در راه، با پدر همي گفت. پدر گفت: اي پسر نگفتمت ...