167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... بستاند و برفت. در راه نخست کسي که او را پيش آمد علويي بود. ...
  • ... مرد گفت: «باش تا در عقب او بروم و بنگرم تا او اين درم به چه صرف ...
  • شيخ آهسته در گوش او گفت که: «جوانمردي نباشد که بيايي با درويشان ...
  • ... درويشان قيام نمودي و در يوزه کردي از جهت ايشان و با ايشان صحبت ...
  • ... «ما جمله کتابها در خاک کرديم و بر سر آن دکاني ساختيم. که اگر ...
  • ... بود و شيخ و اصحاب در وي ننگريستند. چون طعام بخوردند شيخ را چشم ...
  • ... بار به اين مرد که در پهلوي تو نشسته است سخن گفت و او مي گويد: ...
  • ... بر هم نهادم. شير در رفتن آمد و پاره يي برفت و باستاد و من از وي ...
  • يک روز به در خانقاه مي گذشتم، خلقي بسيار ديدم، پرسيدم که: چه ...
  • ... برخاست تا وضو کند. در متوضا وجود را از بيرون جامه به دست گرفته ...
  • ... همآنجا که بود». معلق در هوا بماند تا زنان بر بامش کشيدند. ...
  • ... کنند خداي را». در حال آن هر دو صورت برزمين افتادند چنان که ...
  • قاضي در ايشان مي نگريست. به هم برمي آمد. شيخ گفت: «اي قاضي فارغ ...
  • ... : «اگر هشت بهشت در مقابله يک ذره نيستي ابوسعيد افتد، همه محو و ...
  • ... آن است که نفس را در او هيچ نصيب و راحت نيست ». ...
  • مظهر العجايب عطار

  • در تنبيه حال غافلان و اظهار حقايق عارفان ، و بيان يکتائي حق سبحانه و تعالي ، و تکرار ظهور صفات او جل جلاله
    اي به دنيا صرف کرده عمر خويش
  • نوروزنامه خيام

  • ... آغاز رستن نبات در وي باشد، و اين ماه مر برج حمل راست که سر تا ...
  • ... آفتاب درين ماه در سنبله باشد و آخر تابستان بود، ...
  • ... مانده بود، و آفتاب در جدي بود، و اول زمستان باشد. ...
  • ... انگشتري از ياقوت در انگشت مي گردانيد و بدين بيت مثل ميزد: شعر ...
  • سفرنامه ناصر خسرو

  • در ربيع الآخر سنه سبع و ثلاثين و اربعمائه، كه اميرخراسان ...
  • ... مهترزادگان ولايت در آن قلعه هستند تا كسي بيراهي و سركشي نتواند ...
  • ... نيك و توانگر و بر در شهر مشهدي راست كرده‌اند، و آنجا بسيار فرش ...
  • ... صرافان و جوهريان را در نبستندي الا دامي به روي كشيدندي و كس ...
  • ... و مي خواستم كه در گرمابه روم باشد كه گرم شوم كه هوا سرد بود و ...