نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
در
دو چشمش بين خيال يار ما
رقص رقصان
در
سواد آن بصر
هر بسته اي که باشد امروز برگشايد
دل
در
مراد پيچد چون باز
در
کبوتر
نه
در
وفات گذارد نه
در
جفا دلدار
نه منکرت بگذارد نه بر سر اقرار
دويد
در
پي آب و نيافت غير سراب
دويد
در
پي نور و نيافت الا نار
وگر دريد به سهوش بدوزدش
در
حال
در
او دمد دم جان و بگيردش به کنار
مجوي شادي چون
در
غمست ميل نگار
که
در
دو پنجه شيري تو اي عزيز شکار
چو شمس مفخر تبريز
در
سفر افتاد
چه مملکت که بگسترد
در
دوار سفر
همه ز افلاک عشق
در
ترسند
وان فلک
در
غم تو ترسانتر
خيره
در
آن آب بماندست سنگ
کوش بغلطاند
در
سيل بار
در
کف عشقست مهار همه
اشتر مستيم
در
اين زير بار
در
بزد از تشنگي و آب خواست
آمد از آن خانه يتيمي به
در
اگر کي
در
فرينداش يوقسا ياوز
اوزن يلداسنا بو
در
قلاوز
چو اسماعيل قربان شو
در
اين عشق
که شب قربان شود پيوسته
در
روز
در
موسم عجوز چو
در
باغ جان روي
بنمايد آن عجوز ز هر گوشه صد تموز
آن گفته پليدت
در
روي شدت پديدت
پيدا بود خبيثي
در
روي و رنگ ناکس
ابتر بود عدوش وان منصبش نماند
در
ديده کي بماند گر درفتد
در
او خس
در
اين مقام خليلست و بايزيد حريف
بگير جام مقيم و
در
اين مقام مترس
باشد بودش سکته
در
گور نبايد کرد
زين آب خضر يک کف
در
حلق چکانيدش
اي مستي هوش آخر
در
مهر بجوش آخر
در
وصل بکوش آخر اي صبح وصالت خوش
چونک يک گوشه رداي مصطفي آمد به دست
آنک بد
در
قعر دوزخ
در
جنان آوردمش
دوش رفتم
در
ميان مجلس سلطان خويش
بر کف ساقي بديدم
در
صراحي جان خويش
در
هر آن زندان که درتابد رخش
کس نماند
در
همه زندان ترش
در
حرم خندان بود سلطان وليک
مي نمايد خويش
در
ديوان ترش
در
عشق آتشينش آتش نخورده آتش
بي چهره خوش او
در
خوش هزار ناخوش
بيا که جان و جهان
در
رخ تو حيرانست
بيا که بوالعجبي نيک
در
جهان سماع
صفحه قبل
1
...
663
664
665
666
667
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن