167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... ذره، پس به کوه در گذاشت ». ...
  • ... شيخ گفته بود: «من در طلب اين حديث کم از دزدي نتوانم بود». ...
  • ... به خرقان رسيدم در بيست و چهارم روز جمله قرآن بياموختم ». و به ...
  • ... «شيخ را ديدم که در پيش استاد ونماز بکرد و مرا دهشت افتاد. چون ...
  • ... وبه بلخ مي بردند. در همه راه با خود انديشه همي کردم که: به همه ...
  • ... بر گفتند و شيخ در همه عمر خويش همين نوبت به سماع نشسته بود. ...
  • در اين هر دو چنان سماع اثر کرد که رگ شقيقه هر دو برخاست و سرخي ...
  • ... بر درگاه، محاسن در آن جا ماليد. شيخ ابوالحسن از بهر احترام او ...
  • ... : «خلعت خويش را در تو خواهم پوشيدن و تيغ برهنه بالاي سر تو به ...
  • ... کنيزک راجامه غلامان در بر کرد وخود به سلاح داري اياز پيش و پس ...
  • ... محمود همي خاويد و در گلوش مي گرفت. شيخ گفت: «مگر حلقت مي گيرد؟» ...
  • ... ». محمود گفت: «در چيزي کن البته ». گفت: «نکنم ». گفت: «پس مرا ...
  • پس در وقت رفتن شيخ او را برپا خاست. محمود گفت: «اول که آمدم ...
  • ... سلطان برفت وبه غزا در آن وقت، به سومنات شد. بيم آن افتاد که ...
  • ... پسر بريده باشند و در آستانه نهاده؟». ...
  • ... تصوف زنم ». همه دم در کشيدند، تا مرد آن آرد وآن گوسفند باز ...
  • ... سر به سجده نهاد. در خواب ديد که آوازي آمد که: برادر تو را ...
  • ... که انديشه دنيا در نيامد. ...
  • ... «اين بوالحسن که در اين کلاته نشسته است سي سال است تا به دون حق ...
  • نقل است که روزي در حالت انبساط کلماتي مي گفت. به سرش ندا آمد که: ...
  • ... چنين عاجز ببودم در خداوندي خداي، تعالي ». ...
  • و گفت: «در اندرون پوست من دريايي است که هرگاه که بادي برآيد از ...
  • ... شما بيامده باشد و در ميان لب و دندان ايستاده که چهل سال است تا ...
  • ... نهاده است. چون بهتر در شدم عرش از امر خدا سبکتر بود، از آن چون ...
  • ... راه بر من بگشاد در روش اين راه چندان فرق بود که هر سال گفتيا از ...