167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • پس در عرفات گفت: «يا دليل المتحيرين ». و چون ديد که هر کس دعا مي ...
  • ... اشيا و هلاک همه در معني ». ...
  • ... فردا اين صدف ها را در صعيد قيامت بر زمين زنند». و گفت: «دنيا ...
  • ... که خود را کشتن در پيش داريم)». ...
  • گفت: «ما در بند خداونديم و پاس سلامت مي داريم. اگر خواهيم به يک ...
  • ... «اکنون کجا رويم؟ که در زندان بسته است ». اشارتي کرد، رخنه ها ...
  • پس شبلي در مقابله او بايستاد و آواز داد که: «اولم ننهک عن ...
  • ... همت از تارک عرش در مي کشد - قطع کند». ...
  • ... يي پاره يي رگو در دست مي آمد. چون حسين را ديد گفت: «محکم زنيد ...
  • ... «چون خاکستر من در دجله اندازند، آب قوت گيرد چنان که بغداد رابيم ...
  • ... سر ما با غير ما در ميان نهاد». ...
  • ... آن که تو انا به در خود بردي و من از خود دور کردم. مرا رحمت آمد ...
  • ... نيز برين عزمي. در اين راه با من صحبت دار تا جواب مسئله خود ...
  • ... داشتي. تا روزي در ميان باديه پيري به ما رسيد. چون خواص را بديد، ...
  • و گفت: «وقتي در سفري بودم. تشنه شدم چنانکه از تشنگي بيفتادم، يکي ...
  • مرا آب داد و گفت: در پس من نشين - ومن به حجاز بودم - چون اندکي ...
  • ... اسود گفت: «با خواص در سفر بودم. به جائي رسيدم که آنجا ماران ...
  • ... است که گفت: «وقتي در باديه راه گم کردم. بسي برفتم و راه نيافتم. ...
  • و گفت: «وقتي در راه شام برنايي ديدم نيکو روي و پاکيزه لباس. مرا ...
  • ... ،ضعيف گشته و کرم در افتاده و زنبوران بر او گرد آمده و او را ...
  • ... من سگي دارم که در خلق مي افتد. ...
  • ... گونه لباس الهيت در پوشد و بنده را به ضلالت دعوت کند». ...
  • ... برفي عظيم بود - در ميان برف مي رفت تا از شهر بيرون شد. تلي بود ...
  • ... گاه بروي و ما را در فراق تو طاقت نبود». ...
  • ... همين مي گفت تا در همان بمرد». ...