167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... بيامد. او را ديد، در خشم شد). ...
  • ... اين بود تا خود را در درون آدم راه دهم. چون سينه او مقام من شد، ...
  • ... کبر است واختيار در کارها. زيرا که کبر از کسي لايق بود که ذات او ...
  • ... : «صد شير گرسنه در رمه گوسفند چندان تباهي نکند که يک ساعت شيطان ...
  • ... همه برکتي صبر است در موضع ارادت، تا آن گه که ارادت تو را درست ...
  • ... شد تا گورستان و در راه سخن با او مي گفت و همچنان سخن گوي مي آمد ...
  • ... «آن که زبان سر او در نطق آيد و گوش همت او از خداي شنود، بايد که ...
  • ... «چگونه خير باشد؟ که در اين گورستان که منم، از ده جنازه يکي بر ...
  • ... چه کرد؟». گفت: «در حضرت خود بداشت ونامه يي به دست من داد؛ و مي ...
  • ... ثقفي سخن مي گفت. در ميان سخن عبدالله او را گفت: «مگر را ساخته ...
  • ... سخن او بدو رسيد و در اين معني گفت: آفت ماست که از سخن خود ...
  • ... گردد، زود باشد که در بدعت افتد». ...
  • ... بر خدمت؛ که ادب در خدمت عزيزتر است از خدمت ». ...
  • ... کرد و او غايت است در حال از مقام و وقت خود». ...
  • ... ابوتراب بود و سخن او در حقايق عظيم بلند بود؛ و معاملات و رياضات ...
  • ... مرد خير را نساجي در آموخت و سالها کار او مي کرد. ...
  • ... گفت: «زهي آتش که در جان ما زدي ». گفت: «باکي نيست، که دستم ...
  • و گفت: يکي در باديه مي رفت، بي زاد و بي آب و بي آلت سفر. با خود ...
  • ناگاه در چاهي افتاد. ساعتي برآمد. نفس فرياد برآورد. ابوحمزه ...
  • ... داديم - پس شير روي در زمين ماليد و برفت. ...
  • ... «هر که محسن شود در تقوي، آسان گردد بر وي اعراض از دنيا». و گفت: ...
  • ... کردن مقام توبه، در ميدان غفلت باشي ». ...
  • ... بيرون آمده اي، در خراب کردن عمر خودي ». ...
  • ... ميرند و تو گندم در خنبره نهاده اي؟». شوري بدو درآمد و روي به ...
  • ... دينار بفروختم و در ميان بستم و روي به باديه نهادم. عربي به من ...