167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • چنان که در صفت عارف ازاو پرسيدند، گفت: «عارف بيننده يي بود بي ...
  • ... خداي - عز وجل - در دلش مستحکم شود و عقلش کامل شود. ...
  • ... که ناظر حق باشد در کل احوال ». پرسيدند از کمال معرفت نفس. گفت: ...
  • نقل است که چون در بيماري مرگ افتاد، گفتند: «چه آرزو داري؟» گفت: ...
  • ... الحسين گفت که: «در اين حال مرا وصيتي کن ». گفت: «صحبت با کسي ...
  • ... برداشتند،مرغان پر در پر افگندند و سايه کردند. ...
  • ... عظيم گرم بود. و در راه جنازه او مي بردند، مؤذني بانگ نماز مي ...
  • ... با آن چه کار که در پيش تو سر برآرم؟ که نه به نظاره آمدم ». صادق ...
  • ... چهل گام بود. هرگز در راه آب دهن نينداخت. حرمت مسجد را. نقل است ...
  • نقل است که در راه حج شتري داشت زاد و راحله او برش مي نهادند. يکي ...
  • ... نفس خود بودم و در کوره رياضت مي نهادم و به آتش مجاهده مي تافتم ...
  • نقل است که چون به در مسجد رسيدي، ساعتي بايستادي و بگريستي. گفتند ...
  • ... ماندم: يکي آن که در کودکي بر زبانم سخني رفته بود. (ديگر) که ...
  • ... يا از بهر فکرتي، در خانه شدي و همه سوراخها محکم کردي. و گفتي: ...
  • ... طريق خراسان شدم و در منزلي مقام کردم و سوگند ياد کردم و گفتم: ...
  • ... التفات کردي. که در دلي که شرک نماند، به جز حق ميلش نبود. تا به ...
  • ... «صعب ترين کاري در اين راه چه ديدي؟». گفت: «مدتي نفس را به درگاه ...
  • ... که شنيدم که شيخ در آن گورستان به عبادت مشغول است. ...
  • ... است که گفت: «شبي در صحرابودم و سردر خرقه کشيده. احتلام افتاد و ...
  • ... است که شيخ شبي در گورستان مي آمد. جواني از بزرگ زادگان بسطام ...
  • ... که دوش آن بربط در سر ما شکستي. اين قراضه بستان و ديگري را بخر. ...
  • ... چنان ديد، بيامد و در پاي شيخ افتاد و توبه کرد و بسيار بگريست. و ...
  • ... شيخ از او دامن در کشيد. سگ گفت: «اگر خشکم ميان ما و تو خللي ...
  • ... گفت: «از آن که تو در اين کلمه که گفتي، تعظيم خود گفتي نه تعظيم ...
  • ... را وسوسه کرد تا در خون افتاد. و شرط است که دزد را بر درگاه ...