167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... درويش که زن کرد، در کشتي نشست، و چون فرزند آمد غرق شد». ...
  • ... ناشناختن ذل کشيدن؟ يا در وقت شناختن از عز گريختن؟» و گفت: «ما ...
  • ... گفت: «سنگي ديدم در راهي افگنده و برآن سنگ، نبشته: «اقلب و اقرأ» ...
  • نقل است که در رمضان بيرون آمدي و گياه درودي. و آنچه دادندي به ...
  • ... دير نيايد و ما را در انتظار ندارد. ...
  • در حال آتش بر کرد و مقداري آرد آورده بود، خمير کرد و از براي ...
  • ... خواجه! عيبي که در من ديده اي مرا از آن آگاه کن ». ...
  • ... گفت: باري، اين در ميان ما به چه کار مي آيد؟ و او کيست؟ او را به ...
  • ... يک بار ديگر که در جايي گرفتار آمدم. ...
  • ... دهد - راه دراز در پيش گيرد، و آن گاه گويد: توکلت علي الحي الذي ...
  • ... پسر ادهم! بندگان در پيش خداوند چنين نشينند؟ راست بنشستم و توبه ...
  • ... . او گفت: «هرچه در عالم است، رزق اوست؛ من از کجا خورم؟». ...
  • ... که رزق او خوري و در وي عاصي باشي؟ دوم که چون معصيتي خواهي کرد، ...
  • ... ساکن ملک او باشي و در وي عاصي باشي؟ سيوم آن که چون معصيتي کني، ...
  • ... شيطان راه نمي دهند، در خانه رحمن چگونه راه دهند؟». ...
  • ... است که گفت: «وقتي در باديه به توکل مي رفتم. سه روز چيزي نيافتم. ...
  • ... ابراهيم ثبت کن!»- که در اين راه اوميد از نوميدي پديد آيد -. ...
  • ... گفت: «امشب يکي در اين مسجد است که (نه) از ماست ». آن پير تبسم ...
  • ... روان شد. پس رسني در گردن او کرد و مي آورد. ...
  • ابراهيم سر در پيش افگند. سه بار درخت همان گفت. پس ابراهيم برخاست ...
  • ... به حصاري رسيدند، در پيش حصار هيزم بسيار بود. گفتند: «امشب اينجا ...
  • ... خورد، و ابراهيم در نماز ايستاده بود. يکي گفت: «کاشکي ما را گوشت ...
  • ... رفته است. و او در آنجا گريخته است از خلق. و هم آنجا وفات کرده ...
  • ... علي خشرم بود. و در علوم اصول و فروع عالم بود. و مولد او مرو بود ...
  • ... الصلوة و السلام - در پس جنازه ثعلبه به سر انگشت پاي مي رفت. ...