167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... او چنان بود. که در ميان بيابان مرو و باورد خيمه زده بود، و ...
  • ... فضيل را گفتند: «ما در اين کاروان هيچ نقد نيافتيم و تو چندين نقد ...
  • ... رياضات نيکو. و در مکه سخن بروي گشاده شد. و مکيان پيش او مي ...
  • ... برمکي او را به در خانه سفيان عيينه برد و آواز داد. ...
  • ... يابد». اين بگفت و در نماز ايستاد. ...
  • هارون در گريه آمد. گفت: «آخر سخني بگو». فضيل چون سلام نماز ...
  • ... يعني (يک) نفس تو در طاعت خداي - عز و جل - بهتر از آنکه هزار سال ...
  • ... عرفات ايستاده بود و در خلق نظاره مي کرد و تضرع و زاري خلايق مي ...
  • ... گفتند: «مرد چه وقت در دوستي حق به غايت رسد؟». ...
  • ... سخنش اندک بود. مگر در آنچه او را بکار آيد». ...
  • گفت: «چون خوفي در دل ساکن شود، چيزي که به کار نيايد به زبان آن ...
  • ... دهد). و شوخ که در نقش زر بود، پاک مي کرد. گفت: «اي پسر! اين تو ...
  • ... روزي مقريي بيامد و در پيش وي چيزي خواند. گفت: «اين را پيش پسر ...
  • ... را بر تخت زرين و در جامه اطلس مي جويي؟ شتر بر بام جستن از آن ...
  • ... خواهي؟». گفت: «در اين رباط فرو مي آيم ». گفت: «اين رباط نيست، ...
  • ... بيرون رفت. ابراهيم در عقبش روان گشت و آواز داد. و سوگند داد که ...
  • ... مي آيي که آتشي در جانم زدي؟» گفت: «ارضي و بحري و بري و سمائي ام ...
  • در باديه (که) مي رفت، گفت: «به به ذات العرق رسيدم. هفتاد مرقع ...
  • پس در مکه ساکن شد و او را دوستان و ياران پيدا شدند. و او هميشه ...
  • ... . خاصه امروز که در حج زنان باشند و کودکان باشند، چشم نگاه داريد» ...
  • ... بر خاطر نهيد، که در گمان ما آن فرزند بلخي ماست. که چون از بلخ ...
  • ... ديبا زده و کرسيي در ميان آن خيمه نهاده، آن پسر بر آن کرسي نشسته ...
  • ... پسر کيستي؟». سر در پيش افگند و دست بر روي بنهاد و گريه بر او ...
  • ... مي کرد. و او پسر در کنار گرفته بود. روي به آسمان کرد وگفت: ...
  • ... برو، بنده باش پس در راحت افت، يعني: فاستقم کما امرت. ...