167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • نقل است که در عهد حسن مردي را اسبي به زيان آمد، و او فروماند. ...
  • ... خداي، که همه عمر در ميان آتش و دود بسر برده اي. اسلام آر، تا ...
  • اين بگفت. و دست در آتش نهاد و مي داشت که يک ذره از وجود او متغير ...
  • ... کردند. و آن خط در دست (او نهادند و) او را دفن کردند. ...
  • حسن در پاي او افتاد و عذر خواست و دانست که آن گماشته حق است. پس ...
  • ... «معرفت آن است که در خود ذره يي خصومت نيابي.» ...
  • ... «اگر بدانمي که در من نفاق نيست، از هرچه روي زمين (است)، دوست تر ...
  • ... از نفس تو نيست در دنيا». ...
  • ... «هر نمازي که دل در او حاضر نبود، به عقوبت نزديک بود». ...
  • ... باشد حال قومي که در دريا باشند و کشتي بشکند و هر يکي بر تخته يي ...
  • بزرگي در شب وفات کرد او را به خواب ديد که درهاي آسمان گشاده بودي ...
  • ... پيش او آمدند و در نماز بود. صبر کردند تا فارغ شد. پس گفتند: «ما ...
  • ... ايشان برهم بندند و در آتش برند، آنکه بسوزد، باطل بود. ...
  • ... «هفتاد سال قدم در ايمان نهادم، تا با دهريي برابر گردم؟». ...
  • ... جواني مفسد بود در همسايگي مالک. و مالک پيوسته از او مي رنجيد و ...
  • ... او را ادب کنم. در راه. آوازي شنيدم که: دست از دوست ما باز دار. ...
  • ... ام و هر روز عقلم در زيادت است ». ...
  • ... است که چهل سال در بصره بود که خرما نخورد. آنگه که خرما برسيدي: ...
  • ... بگذشت آرزوي خرما در نفس او پديد آمد. و او منع مي کرد تا شبي ...
  • ... مي خواهيم و به در اين و آن مي رويم و از هرکسي شکر و شکايت مي ...
  • ... گفت: «اگر کسي به در مسجدي ندا کند که بدترين شما کيست؟ بيرون آيد ...
  • ... دارد، از نشستن در خلوت و با خداي - تعالي - مناجات کردن، علم وي ...
  • يکي در آخر عمر از وي وصيتي خواست، گفت: «راضي باش همه اوقات به ...
  • ... اما محمد واسع را در دنيا دو پيرهن بود و مالک را يکي، اين تفاوت ...
  • و در مناجات گفتي: «الهي مرا گرسنه و برهنه مي داري، چنانکه دوستان ...