167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • خار زدي در دل و در ديدشان
    اين دمشان نوبت گلزاريست
  • کيست در اين شهر که او مست نيست
    کيست در اين دور کز اين دست نيست
  • چيست در آن مجلس بالاي چرخ
    از مي و شاهد که در اين پست نيست
  • آتش در مال زن و در حطام
    تا برهي ز آتش وز زاردشت
  • افتد عطارد در وحل آتش درافتد در زحل
    زهره نماند زهره را تا پرده خرم زند
  • در ظلمات ابتلا صبر کن و مکن ابا
    کآب حيات خضر را در ظلمات مي رسد
  • يا تشنه چو اعرابي در چه فکند دلوي
    در دلو نگاريني چون تنگ شکر يابد
  • شمشير به کف عمر در قصد رسول آيد
    در دام خدا افتد وز بخت نظر يابد
  • غم نيست اگر ماهش افتاد در اين چاهش
    زيرا رسن زلفش در دست رسن دارد
  • ور سخت شود بندش در خون بزند نقبي
    عمري برود در خون موييش نيالايد
  • صد پرده در پرده گر باشد در چشمي
    ابروي کمان شکلش از تير همي درد
  • شمس الحق تبريزي چون شمس دل ما را
    در فعل کند تيغي در ذات سپر سازد
  • بميريد بميريد در اين عشق بميريد
    در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد
  • در اين بحر در اين بحر همه چيز بگنجد
    مترسيد مترسيد گريبان مدرانيد
  • چو در کان نباتيد ترش روي چراييد
    چو در آب حياتيد چرا خشک و نژنديد
  • اي در رخ تو زلزله روز قيامت
    در جنت حسن تو غم نار کي دارد
  • معشوق تو همسايه و ديوار به ديوار
    در باديه سرگشته شما در چه هواييد
  • نه چرخ فلک جمله در آن ماه فروشد
    کشتي وجودم همه در بحر نهان شد
  • در دولت و در عزت آن شاه نکوکار
    اين لشگر بشکسته چه منصور برآمد
  • يکي درياست در عالم نهاني
    که در وي جز بني آدم نگردد
  • جهان شش جهت را گر دري نيست
    چو در دل آمدي در مي توان کرد
  • چو شب شد جملگان در خواب رفتند
    همه چون ماهيان در آب رفتند
  • همه در غصه و در تاب و عشاق
    به سوي طره پرتاب رفتند
  • سگ اصحاب کهف و نفس پاکان
    اگر بر در بود بر در نباشد
  • در انگشت پري مهر سليمان
    چو ديد آن جان و دل در چاکري شد