167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... با آن کس است که در خلا و ملا از ذکر وي غافل نشود. چون فرمان وي ...
  • ... گفت: «خداوندا اگر در قيامت با من نيکويي خواهي کرد مرا بر بالايي ...
  • ... «من همچون غرقه ام در دريا که گاه گاه اميد خلاص مي دارم و گاه از ...
  • ... «پيري گفته است: در اخلاص يک ساعت رستگاري جاويد است وليکن عزيز ...
  • ... تعالي - را شراب است در غيب که در سحر اوليا را بدهد و چون از آن ...
  • ... نبرند و نام وي در ميان اهل دوزخ ثبت کنند و هر که به کار دنيا ...
  • ... از وفات شيخ را در خواب ديدند. گفتند: «حق - تعالي - با تو چه کرد ...
  • ... يي. غايبش گرداند در هر حال از هر مکروهي که هست؛ و چون نظر به ...
  • ... شنيده ايم ». پس همه در انديشه بودند که چون شيخ از خانه بيرون ...
  • چنان که هيچ چيز در کون از آسمان و زمين و ملکوت بر او پوشيده ...
  • ... گندم بفروخت، که در اين يک نان از آن هزار دانه بيش است ». شيخ ...
  • ... دوستي از دوستان که در عجم او را خدمت کرده بود به بالين شيخ آمد ...
  • ... است که گفت: «وقتي در خلوت بودم، به سرم ندا کردند که: تو را اين ...
  • و گفت:«هر که در عطا راغب بود او را هيچ مقداري نبود، آن که در ...
  • ... معتبر اصحاب بود و در تمکين قدمي راسخ داشت و در ورع و معرفت شأني ...
  • ... رفت که عالم همه در آرزو آيند که حق يک ساعت ايشان را بود و من در ...
  • ... راه آورد و عصا در دست مي آمد تا به خانقاه شيخ ابوالعباس قصاب ...
  • ... نبود که او را. در انواع علوم به کمال بود و چنين گويند که: در ...
  • طاقي در صومعه او بود نيک بلند، پدرم را گفت: ابوسعيد را بر کتف ...
  • ... نگونسار کرده بودم و در چاهي ذکر مي گفتم و از چشم من خون مي ...
  • ... مهنه آمدم و سي سال در کنجي بنشستم، پنبه بر گوش نهادم و مي گفتم: ...
  • نقل است که در اين مدت يکي پيراهن داشت. هر وقت که بدريدي پاره يي ...
  • تا روزي در مسجد نشسته بودم زنان بر بام آمدند و خاکستر بر سر من ...
  • ... و سوز اين حديث در سينه وي نهادي و گفتي: تا اين مرغ عالم از اين ...
  • ... بنده يي و چنين در عز و ناز و من بنده يي و چنين مضطر و بيچاره و ...