167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... به صحرا افتاد، در نيستاني نو دروده. و چرخ مي رد و آن ني در پاي ...
  • ... «تا هر انديشه که در خاطر تو گذرد ما در آن يار تو باشيم ». ...
  • ... است که خداوند مرا در (هر) حال که داشته است، کاره نبوده ام ». و ...
  • ... براندم، يک ذره تغير در تو پديد نيامد». ابوعثمان گفت: «اين سهل ...
  • ... فرمايد، نور آن در آخر عمر در دل او باز ديد آيد ونفع آن بدو رسد؛ ...
  • ... است که فاني شوي در ولاء او از هواي خود، و در وفاء او از جفاي ...
  • نقل است که در آخر عمر خود را در ميان دنياداران پنهان کرد و معتمد ...
  • ... برهان اهل توحيد، و در فنون علم آيتي بود و در اصول و فروع مفتي. ...
  • ... کس را پيش از وي در اسرار تنزيل و معاني و تأويل آن و علم بيان و ...
  • ... اينجا حرفي بگويم: در عتاب سر از سوي بنده مي افتد که حق - تعالي ...
  • ... سرشته اند مي رود در ميدان مخالفت، و بنده به جهد او را باز مي ...
  • ... نفس آن بود که اگر در آن هيبت نفس زند. هلاک شود. کما قال -عليه ...
  • ... که بيند که آنچه در وقت به من رسيد مرا در ازل اين اختيار کرده ...
  • وزير در خشم شد. فرمود تا موزه از پايش بکشيدند و بر سرش مي زدند ...
  • ... زبان او براند و او در ميان نه. و مرا چنان مي نمايد که: ابن عطا ...
  • ... تو آمده ام. پس در خواب شدم. پيغمبر را -عليه السلام - ديدم که ...
  • ... قدوه اصفيا. آن در دام مرغ سابق آن در شام صبح صادق، آن فاني به ...
  • ... چيزي که هيچ کس را در دفع آن حيلتي نيست و در وقت فرو آمدن آن ...
  • ... است: درنگ کردن در متشابهات، و بيرون آمدن از شبهات و تفتيش کردن ...
  • ... متحير (تر) بود در خداي، تعالي ». و گفت: «عارف به حق نرسد مگر دل ...
  • ... محبت بازي اند و در (هر) محلي که طالب را شناسند زوال بدآن روا ...
  • نقل است که يک روز در محبت سخن مي گفت. مرغي از هوا فرو آمد و بر ...
  • يعني: مرا جز در تو نصيب نيست (و) دلم به غير تومايل نيست. مرا به ...
  • ... گاه برآمد، روزي در گورستان نشسته بود و زار مي گريست که: «من ...
  • ... خواهي، کمر خدمت او در بند» - و آن زاهد ننگ داشتي از جواب سلام ...