167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... کردند، هر يک گوهري در دهان گرفته. ذوالنون يکي بگرفت و ايشان داد ...
  • ... سلوي نباراني ». در حال من و سلوي باريدن آغاز کرد. از خانه به در ...
  • ... را بيند که دست در غير او زده اي، تو را بدو باز گذارد و او را به ...
  • ... به پرده جهل. و در زير آن پرده پديد آراد آنچه رضاي اوست. که ...
  • ... است ». گفت: «حکمت در معده يي قرار نگيرد که از طعام پر باشد». ...
  • ... آن است که هنوز در اين راه يک قدم ننهاده اي. که تاذره يي از وجود ...
  • ... دورترين آن است که در ظاهر اشارت او به خداي بيشتر است ». - يعني ...
  • ... بينم. و بايزيد در ميان نه ». يعني آنچه بايزيد است، در حق محو ...
  • ... پدر را - از استاد در معني اين آيت پرسيد. چون استاد معني آن بگفت ...
  • ... قبله انداخته بود. در حال بازگشت او را ناديده.گفت: «اگر او را در ...
  • ... بود». گفت: «آنچه در جمله مجاهدات و رياضات و غربت مي جستم، در آن ...
  • چنان که طفلي در شکم مادر مثلا دو من بود. چون به جواني رسد، صد من ...
  • ... سيبي سرخ بگرفت و در وي نگريست گفت: «سيبي لطيف (است)». در سرش ...
  • ... زمينيان جمع کردم و در بالش نهادم و در زير سر نهادم ». ...
  • ... کردم و هم چنان در ميان خرقه مي بودم و خرقه يخ بسته بود. تا آن ...
  • ... گفت: «شکي به من در آمد و از طاعت نوميد شدم. گفتم: به بازار شوم ...
  • گفت: «بيا تا در اين دريا رويم ». ابراهيم بترسيد وگفت: «مرا اين ...
  • ... قرائي را انکاري بود در حق شيخ. که کارهاي عظيم مي ديد، و آن ...
  • ... ندادم. گفتم: ياتن در طاعت ده، يا از تشنگي جان بده ». و گفت: «چه ...
  • ... من جهد کردم که در خور تو بود، اما نبود. در خود بايزيد است. ...
  • ... مي گفت: «الهي! در من نگر». شيخ گفت - از سر غيرت وغلبات وجد - که ...
  • ... «ندا کردند از من در من که: اي تو، من » - يعني به مقام النفاء في ...
  • ... پيش روان سپاه، در باديه حيرت گم شده بودند و در درياي عجز غرق ...
  • ... اهل آخرت را سرور در سرور است. و دوستي حق اهل معرفت را نور در ...
  • ... عارف چون چراغي بود در قنديلي از آبگينه پاک، که شعاع او جمله ...