167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

گلستان سعدي

  • ذکر جميل سعدي که در افواه عوام افتاده است وصيت سخنش که در بسيط ...
  • ... که ذوالفقار علي در نيام و زبان سعدي در کام ...
  • ... زيردستان بپوشند و در افشاي جرائم کهتران نکوشند، کلمه چند به ...
  • ... برخاست که ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند ...
  • ... و عناد آن گروه در نهاد او متمکن نشده، و در حديثست: مأمن مولود ...
  • ... طايفه اي اوباش محلت در او پيوستند و عقد مرافقت بستند تا بوقت ...
  • بدو دست در سکان کشتي آويخت، چون برآمد بگوشه اي بنشست و قرار گرفت ...
  • ... ملوک عرب رنجور بود در حالت پيري، و اميد از زندگاني قطع کرده که ...
  • ... نمي آرم، بارها در دلم آمد که باقليمي ديگر نقل کنم تا در هر آن ...
  • يکي در صنعت کشتي گرفتن سرآمده بود و سيصد و شصت بند فاخر بدانستي ...
  • في الجمله پسر در قوت و صنعت بر سرآمد و کسي را در آن زمان با او ...
  • ... حضرت پادشاه که در آن سال از سفر دريا آمده بود گفت: من او را ...
  • ... بيشتر بود که وقتي در بيابان مانده بودم اين مرا بر شتر نشاند و ...
  • ... آوردند. خواست تا در حالت مستي با او جمع آيد کنيزک ممانعت کرد. ...
  • ... دريغ داشتن که من در نفس خويش اين قدر قوت و سرعت مي شناسم که در ...
  • ... باري به مجلس سلطان در طعام نخوردي؟ گفت: در نظر ايشان چيزي ...
  • ياد دارم که در ايام طفوليت متعبد بودمي و شب خيز و مولع زهد و ...
  • ... دوستان قديمش که در حالت درويشي قرين او بود، از سفري بازآمد و در ...
  • ... بزرگان بادي مخالف در شکم پيچيدن گرفت و طاقت ضبط آن نداشت. پس بي ...
  • ... کردند که چنين صيدي در دامت افتاد و ندانستي نگاه داشتن. گفت: اي ...
  • پيرمردي جهانديده در آن کاروان بود گفت: اي ياران من ازين بدرقه ...
  • ... اين سخن با کسي در ميان نهي. گفت: اي پدر فرمان تراست نگويم وليکن ...
  • ... ندارد. گفت: هرچه در دل فرود آيد در ديده نکو نمايد ...
  • ... فرتوت بعلت کابين در خانه متمکن بماند. مرد از محاورت او بجان ...
  • ... برفاب بر دست و شکر در آن ريخته و به عرق برآميخته. ندانم به ...