167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ابوتراب گفت: شبي در باديه مي رفتم تنها و شبي به غايت تاريک بود. ...
  • در علم و عمل قدمي راسخ او را بود و به لطايف و حقايق مخصوص بود و ...
  • ... را بنشاند. يحيي در گريستن آمد. گفتند: «چرا مي گريي؟ همين ساعت ...
  • روزي در پيش او مي گفتند که: «دنيا با ملک الموت حبه يي نيرزد». ...
  • وگفت: «اگر مرگ را در بازار فروختندي و بر طبق نهادندي، سزاوار ...
  • ... درم کژدم است. دست در آن مکن تا افسون وي نياموزي. و اگر نه زهر ...
  • ... «خوف درختي است در دل و ثمره آن دعا و تضرع. چون دل خايف گردد، ...
  • ... . دختر امير هري در مجلس بود. ...
  • ... سال نخفت. و نمک در چشم مي کرد و چشمهاش چون دو کاسه خون شده بود. ...
  • ... وگفت: «نظر کردم در نفس خود و عمل خود و تقصير خود. پس نااوميد ...
  • ... او پرسيدند که: «در شب چوني؟». گفت: «مرغي را که بر بابزن زده ...
  • ... داد، يک روز طعام در پيش نهاد وگفت: «خداوندا! مهمان فرست ». ...
  • ... شدم. او را ديدم در محراب نشسته. چون مرا بديد گفت: «هيچ بيت ياد ...
  • ... گفت: من متحير شدم در کار او، و اعتقاد من سستي گرفت. ترسيدم. ...
  • در نشابور بر کس اعتماد نداشت که کنيزک را به وي سپارد. پيش ...
  • و گفت: «هرکه در بحر تجريد افتاد، هر روز تشنه تر بود و هرگز سيراب ...
  • ... «عزيزترين چيزي در دنيا اخلاص است و هرچند جهد مي کند تا ريا از ...
  • ... . او را گفتند: «در شهر نشابور جهودي جادوست، تدبير کار تو او کند» ...
  • يک روز نابينايي در بازار مي گذشت و اين آيت مي خواند: بسم الله ...
  • ... . يکي برداشتم و در دهان نهادم . ...
  • ... نطلبي ». جنيد گفت: «در عمل آريد اصحابنا» ابوحفص گفت: «اين (به) ...
  • ... حالها و ملازمت سنت در همه فعلها و طلب قوت حلال ». ...
  • ... خد را متهم ندارد در همه وقتها، و همه حالتها مخالفت خود نکند، ...
  • و در وقت نزع گفت که : « شکسته دل بايد بودن به همه حال از ...
  • ... توبه او آن بود که در راه کاغذي يافت: «بسم الله الرحمن الرحيم » ...