167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... گفتند: «چه گويي در مردي که مي خواهد که لبيک گويد، و از بيم لا ...
  • ... کند به زبان، و در دل دشمني دارد، خداي - تعالي - لعنتش کند و کور ...
  • گفت: «فتوت در گذاشتن بود از برادران ». گفت: «حقيقت توکل آن است ...
  • ... سر اين داري، پاي در نه. شعر: ...
  • ... قطع کند. همه راه در نماز و تضرع بود تا به مکه رسيد. پيران حرم ...
  • ... برآوردند و سيلي در گردن او درپيوستند. که: تو چنين کسي را زنديق ...
  • ... ابراهيم با ياران در مادرش با او بهم بود. (درويش) پيش رکن يماني ...
  • ... طواف کردم و دست در حلقه زدم و عصمت خواستم از گناه. ...
  • ... نشسته بودم. آينه يي در پيش من داشتند. ...
  • ... خانه برد. چون نيک در وي نگريست، نعره يي بزد. گفت: «چه بود؟». ...
  • ... است که ابراهيم در سفري بود. زادش نماند. چهل روز صبر کرد. و گل ...
  • ... آنچه حاصل آوردي در وجه ياران خرج کردي. يک روز نماز شام بگزارد و ...
  • ... بخيل!». گفت: «من در ولايت بلخ را مانده ام و (ترک) ملکي گرفته، ...
  • ... که گفت: يک بار در باديه به توکل درآمدم. چند روزي هيچ نيافتم. ...
  • در مسجدي رفتم و بر زبان راندم: «توکلت علي الحي الذي لايموت » ...
  • ... الله! چندين گاه در اين باغ بوده اي، انار شيرين از انار ترش نمي ...
  • ... که: با ابراهيم در کشتي بودم. بادي سخت برخاست و جهان تاريک شد. ...
  • ... ادهم با شماست ». در ساعت باد بنشست و جهان تايک روشن گشت. ...
  • ... و نماز گزارد و در خواب شد. همين خطاب شنيد. تا بار سيوم. ...
  • ... زمين نينداختند. که در جمله اشيا سر نور الله ديدند. ...
  • ... وقت وفاتش درآمد. در اضطرابي عظيم بود، گفنتند: «مگر زندگاني را ...
  • ... تا بشر زنده بود، در بغداد هيچ ستور سرگين نينداخت حرمت او را. که ...
  • ... من قرار نمي گيرد در طاعت حق - تعالي - و با خلق آميختن مي خواهد» ...
  • نقل است که ذالنون در کوهها مي گشت. گفت: قومي مبتلايان را ديدم، ...
  • چون خواست که در صومعه رود، من دامنش بگرفتم و گفتم: «از بهر خدا، ...