167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان عطار

  • تو مي داني که در کار تو چون مضطر فرو ماندم
    به خاک و خون فرو رفتم ز خواب و خور فرو ماندم
  • اگر از سر اين گنجت خبر بايد به خاکم رو
    بپرس از من در آن ساعت که سر زير کفن دارم
  • گر از عشقت برون آيم به ما و من فرو نايم
    وليکن ما و من گفتن به عشقت در نمي دانم
  • جان او در جان تو گم گشت و دل از دست رفت
    درد او از حد بشد گر مي کني درمان او
  • در راه تو از سرکشان ني ياد مانده ني نشان
    چون کس نماند اندر جهان تا کي بود خون ريز تو
  • يک موي تو در صبحدم بر گاو و آهو زد رقم
    مشک است يا عنبر بهم موي تو بر هم تافته
  • يا اگر هر دم به نوعي نيز بيني آن جمال
    تو يقين مي دان که آن گنجي است در ويرانه اي
  • تا تو از توي و توي خود برون آيي به کلي
    عمر بگذشت و تو در هر توي عمري کار داري
  • سر يک موي سر مفراز و سر در باز و سر بر نه
    اگر پيش سر اندازان سزاي تن، سري داري
  • چو در جانت ز دنيا بار بسيار است و از دين نه
    تو را زين بار جان دين رفت و دنيا هم به سر باري
  • کجايي اي دل و جانم مگر که در دل و جاني
    که کس نمي دهد از تو به هيچ جاي نشاني
  • خاک است و خون به گرد تو و در ميانه تو
    گه باغ و حوض سازي و گه منظر و سرا
  • بال و پر ده مرغ جان را تا ميان اين قفس
    بر دلت پيدا شود در يک نفس صد فتح باب
  • چون ز عقل و نقل ذوق عشق حاصل شد تو را
    از دل پر عشق خود آتش زني در جاه و آب
  • مشک در دنيا ز خون است و گلاب او ز اشک
    گر خوشي جويي ز خون و اشک خون خور و اشک بار
  • ديده را پر نم کن و جان پر غم و برخيز و رو
    در نگر يک ره به گورستان به چشم اعتبار
  • تو را در راه يک يک دم چو معراجي است سوي حق
    ز يک يک پايه اي برتر گذر مي کن چو بتواني
  • تذکرة الاوليا عطار

  • ... بود که هر که را در سخن ايشان به شرحي حاجت خواهد افتاد، اوليتر ...
  • ... رحمه الله - که: «در سخن مردان شنيدن هيچ فايده هست. چون بر آن ...
  • ... پيش از اجل او را در سايه دولتي فرود آورد. ...
  • ... دوستي اين طايفه در جانم موج مي زد و همه وقت مفرح دل من سخن ...
  • ... آن که دوستي حق در دل مرد پديد آورد. چهارم آن که مرد چون اين نوع ...
  • ... «زهي اسفهسلاران که در اين امت بوده اند. که به مثابت انبيأند - ...
  • او را ببستند و در دجله انداختند. آب او را فروبرد. باز برانداخت. ...
  • ... فرشته بيافريند، در صورت اويس. ...