167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • هيچ کس در ملک او بي امر او
    در نيفزايد سر يک تاي مو
  • تو نمي ياري برين در آمدن
    من نمي آرم ز در بيرون شدن
  • نکته گفتي جبريانه در قضا
    سر آن بشنو ز من در ماجرا
  • اين دو ضد عرضه کننده ت در سرار
    در حجاب غيب آمد عرضه دار
  • اختياري هست در ما ناپديد
    چون دو مطلب ديد آيد در مزيد
  • صدق هر دو ضد بيند در روش
    هر فريقي در ره خود خوش منش
  • دست زن در کرد در شلوار مرد
    کير او بر دست زن آسيب کرد
  • گرچه در ايمان و دين ناموقنم
    ليک در ايمان او بس مؤمنم
  • دو سبو بستد غلام و خوش دويد
    در زمان در دير رهبانان رسيد
  • سايه در روزست جستن قاعده
    در شب ابري تو سايه جو شده
  • عفو کن اي مير بر سختي او
    در نگر در درد و بدبختي او
  • تو ز غفلت بس سبو بشکسته اي
    در اميد عفو دل در بسته اي
  • بحر علمي در نمي پنهان شده
    در سه گز تن عالمي پنهان شده
  • اين يکي نقشش نشسته در جهان
    وآن دگر نقشش چو مه در آسمان
  • پاي ظاهر در صف مسجد صواف
    پاي معني فوق گردون در طواف
  • فکر در سينه در آيد نو به نو
    خند خندان پيش او تو باز رو
  • نه به وقت خشم و کينه صبرهات
    سست گردد در قرار و در ثبات
  • در زمان حال و انزال و خوشي
    خويشتن بايد که از وي در کشي
  • آمد آن يک در تفحص در پيش
    ديد کافر را به بالاي ويش
  • زير دست و پاي اسپان در غزا
    صد فنا کن غرقه گشته در فنا
  • در جهاد اکبر افکندم بدن
    در رياضت کردن و لاغر شدن
  • در دو عالم تو مرايي بوده اي
    در دو عالم تو چنين بيهوده اي
  • آن يکي بودش به کف در چل درم
    هر شب افکندي يکي در آب يم
  • آن بت شيرين لقاي ماه رو
    در عجب در ماند از مردي او
  • من در خانه کسي ديگر زدم
    او در خانه مرا زد لاجرم