نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
گلستان سعدي
مهمان پيري بودم
در
ديار بکر که مال فراوان داشت و فرزندي خوبروي. ...
... برآمد مروت نديدم
در
چنان حالي ريش درويش را بملامت خراشيدن و نمک ...
... پرسيدم از بلوغ. گفت:
در
مسطور آمده است که سه نشان دارد يکي ...
در
خبرست از خواجه عالم صلي الله عليه و سلم که گفت: بزرگترين ...
... نپيوندد، و جمعيت
در
تنگدستي صورت نبندد. يکي تحرمه عشا بسته و ...
... جوار من لا احب و
در
خبرست الفقر سواد الوجه في الدارين گفتا ...
... اگر ريگ بيابان
در
شود چشم گدايان پر شود ...
وآنچه گفتي که
در
بروي مسکينان ميبندند حاتم طائي که بيابان نشين ...
... حسرت ميخوري. ما
در
اين گفتار و هر دو بهم گرفتار. ...
... نهان خواهي با کس
در
ميان منه اگر چه دوست مخلص باشد که مرآن دوست ...
... که آتش خشم اول
در
خداوند خشم افتد پس آنگه زبانه بخصم رسد يا ...
... اند و گفته اند که
در
کشتن بنديان تأمل اولي ترست، بحکم آنکه ...
خردمندي را که
در
زمره اوباش سخن ببندد شگفت مدار، که آواز بربط با ...
جان
در
حمايت يکدمست و دنيا وجودي ميان دو عدم. دين بدنيافروشان ...
... بي علم خانه بي
در
...
... بردارد به از عابد که
در
سر دارد ...
... رسيدي بدين منزلت
در
علوم؟ گفت: بدانکه هر چه ندانستم از پرسيدن ...
درويشي به مناجات
در
مي گفت: يارب بر بدان رحمت کن که بر نيکان خود ...
... راست راست خاتم
در
انگشت چپ چرا ميکنند؟ گفت: نداني که اهل فضيلت ...
ديوان سلمان ساوجي
تو را بالاي جسم و جان مقامي داده اند اي جان
«مکن
در
جسم و جان منزل که اين دون است و آن والا»
بدي کان بر تو مي آيد، ز چشم است و زبان و دل
مباش ايمن که روز و شب تو را
در
خانه اند اعدا
دو سلطانند
در
ملک مروت دست و طبع او
که داد آن ابر را ادرار و راند اين بحر را اجرا
بحر و کان را نيست خون
در
چشم و آب اندر جگر
بس که جودش دخل بحر و حاصل کان مي برد
شرع را دستي است
در
عهدت که گر خواهد به حکم
اين نه آبا را جدا از چار مادر مي کند
زفيض لفظ و کلک و دست و طبعش زله مي بندد
قصب قند و مگس شهد و صدف
در
و حجر گوهر
صفحه قبل
1
...
6498
6499
6500
6501
6502
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن