167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

گلستان سعدي

  • ... اند که سياه را در آن مدت نفس طالب بود و شهوت غالب. مهرش بجنبيد ...
  • ملک گفت: اگر در مفاوضه او شبي تأخير کردي چه شدي؟ که من او را ...
  • ... بر آن خفته بود در راه دزد انداخت تا محروم نشود ...
  • ... برآمد و خود را در سلک صحبت ما منتظم کرد ...
  • ... اندر همي ستودند و در اوصاف جميلش مبالغه ميکردند. سر برآورد و ...
  • ... به تقرب پادشاهان در دوزخ ...
  • کارواني در زمين يونان بزدند و نعمت بي قياس ببردند. بازرگانان ...
  • ... هر چه از ايشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهيز کردم ...
  • ... کرد و زبان طاعنان در حق او همچنان دراز که بر قاعده اولست و زهد ...
  • ... است آنچه من دانم در اين ملک چهارصد زاهدست. گفت: اي خداوند جهان ...
  • ... گفت: چندانکه مرا در حق خداپرستان ارادتست و اقرار. مرا اين شوخ ...
  • ... پرسيدند: چه گوئي در نان وقف؟ گفت: اگر نان از بهر جمعيت خاطر ...
  • ... دلاويز متکلمان در من اثر نميکند بحکم آنکه نمي بينم مرايشانرا ...
  • ... جامه رضاست هر که در اين کسوت تحمل بي مرادي نکند مدعيست و خرقه ...
  • ... جهاز و نعمت کسي در مناکحت او رغبت نمي نمود ...
  • ... آورده اند که حکيمي در آن تاريخ از سر نديب آمده بود که ديده ...
  • خواهنده مغربي در صف بزازان حلب ميگفت: اي خداوندان نعمت اگر شما ...
  • دو اميرزاده در مصر بودند يکي علم آموخت و ديگري مال اندوخت. عاقبة ...
  • ... . گفت: خاموش که در پسي مردن به که حاجت پيش کسي بردن ...
  • جوانمردي را در جنگ تاتار جراحتي هول رسيد. کسي گفت: فلان بازرگان ...
  • آورده اند که اندکي در وظيفه او زيادت کرد و بسياري از ارادت کم. ...
  • ... واقف گردد همانا که در قضاي آن توقف روا ندارد. ...
  • خشکسالي در اسکندريه عنان طاقت درويش از دست رفته بود و درهاي ...
  • ... از نعت او شنيدي، در آن سال نعمتي بيکران داشت. تنگدستانرا سيم و ...
  • ... خود بزرگ همت تر در جهان ديده اي يا شنيده اي؟ گفت: بلي روزي چهل ...