167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

کليله و دمنه

  • اما از مبالغتي در تفتيش کار من چاره نيست ، که آتش از ضمير چوب و ...
  • واگر در اين کار ناقه و جملي داشتمي ، پس از گزاردن آن فرصتها بود ...
  • ... حال و بيان امثال در هر باب. ...
  • ... گفتن نباشد ، و اگر در حق من اين روا دارد مضرت آن هم بجانب او ...
  • لکن ملک را در عواقب اين کار نظري از فرايض است ، که ملک بي تبع ...
  • ... هراينه بدرود اگرچه در ندامت افتد و بداند که زهرگيا کاشته است. ...
  • ... مي پيچيد تا هم در شب شکمش برآمد و نفس فروشد ...
  • ... داده بود ، و او را در حال نهادن حمل رنجي حادث گشت. ...
  • دمنه گفت: در احکام خلايق گمان ميل و مداهنت توان داشت ، و حکم ...
  • بيش مرا در زندگاني چه راحت و از جان و بينايي چه فايده؟ و اگر نه ...
  • ... فراهم آمدند ، و در مجمع عام بنشستند ، و معتمد قاضي همان فصل روز ...
  • ... گرفته است آخر من در کار خود بهتر دانم. ...
  • در اثناي اين مفاوضت غلام آواز داد که: من هم بارها ديده ام و ...
  • ... تهمت چيرگي نمودن در دنيا بي خير و منفعت و با وبال و تبعت است. ...
  • ... بازبسته است ، و هرچه در حکم ازلي رفتست هراينه براختلاف ايام ...
  • ... فصول بشنود ، و زود در بريدن بندها ايستاد که مطوقه بدان بسته بود ...
  • ... نتوان داشت ، مگر در يوبه اميد و هراس بيم باشد. ...
  • ... گشته ام و صدق تو در تحري مصداقت من از محل شبهت گذشته است ، و از ...
  • ... دليل حيرت و انخزال در ذات خويش مي ديدم ، و بضرورت از سوراخ خويش ...
  • ... مي ديدم که زاهد در خريطه اي ريخت و زير بالين بنهاد. ...
  • طمع در بستم که چيزي ازان بازآرم، مگر بعضي از قوت من بقرار اصل ...
  • ... بازگشتم و بشکم در سوراخ رفتم و توقفي کردم تا درد بياراميد. ...
  • ... زنهار تا آن را در خاطر جاي ندهي ، که گفتار نيکو آنگاه جمال دهد ...
  • گفت: من در اين صحراها بودمي و بهر وقت تيراندازان مرا از جانبي ...
  • ... را گفت: مترس که در اين حوالي صياد ديده نيامده ست ، و ما دوستي ...