167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان عرفي شيرازي

  • وه چه صيادي که هر صيدي که زخمي از تو يافت
    سر بدنبال تو دارد تا بود جان در تنش
  • کسي کو دلگشا ماند دلش چون سنگ مي بينم
    از آن در خوشدلي هم خويش را دلتنگ مي بينيم
  • براه عشق هرکس کوشش دارد بغير از من
    که دائم چند و چون در منزل و فرسنگ مي بينم
  • حال ما بنگر که آهوي حرم گم کرده ايم
    رهبر اميد را در هر قدم گم کرده ايم
  • پير ما از بستن زنار لاف کفر زد
    کز عبادت ما در دير و حرم گم کرده ايم
  • رداي عافيت بس خام بافست آتشي در زن
    که من زين پنبه عمري رشته و زنار مي رشتم
  • نه طوبي داشت سرسبزي نه کوثر داشت نمناکي
    که من در شعله زار سينه تخم ناله مي کشتم
  • نه يارب را جوابي آمده ني يا صنم عرفي
    زدير و کعبه حيران تا در بيت الحزن رفتم
  • ز بيدردي باميد اجل در عشق مرهونم
    نه شرم از قتل فرهاد و نه ننگ از مرگ مجنونم
  • و بال از هوش دانست از خرد گر همچنين خيزد
    همان بهتر که ساقي در شراب انداز مجنونم
  • باز ميخواهم که در راه وفا يک دل شوم
    تا بکي هردم دل خود را زجائي خوش کنم
  • من از اين سوي تو از آن سوي و ميگويم دل
    دست در دامن کسري زده وادي بزنيم
  • تيغ و سر در کف بسوي عشق رفتم گفت رو
    کز شهيدان عاقبت را از عدم پر کرده ايم
  • بيا اي عمر ترک بيوفائي کن که در محشر
    ز زخم غمزه اش درخون طپيدن آرزو دارم
  • او بخونم گرم و من زين شادمان کز شکر قتل
    صدره ازوي خون خود در روز محشر ميخرم
  • دلي داريم و با جمعي پريشان از غم اوئيم
    که ميميرد براي درد و ما در ماتم اوئيم
  • مي آئي و در خرمن ما ميزني آتش
    از طعنه بينديش که خاشاک و خس است اين
  • بفتواي کسي خون مرا ريزي که در محشر
    کنم گر دعوي خون باز خواهد شد نگاه من
  • نه شرح شوقم آتش در پر روح امين افتد
    اگر غم نامه هجر تو بر بندم ببال او
  • در آن صحرا که گيرد هر شهيدي دامن قاتل
    بود دست کسي و دامن شرم و حياي تو
  • شکر ما کن دوست را عرفي و جانها برفشان
    کز تو جان خواهد نميگويد که در دم باز ده
  • مهر و وفا را جذبه مي باشد اي اهل طلب
    رو گوشه بنشين چرا رو در بيابان کرده
  • بشتاب در راه طلب بگذر زهر آسودني
    اين ره که بي پايان خوش است ارزد قدم فرسودني
  • نوروزنامه خيام

  • منفعت شراب نو، خون در تن بيفزايد، و رگها پر کند، و بخار ازو بر ...
  • اخلاق الاشراف عبيد زاکاني

  • در سير اکابر سلف مطالعه افتاده است که در ازمنه ماضيه عفت را يکي ...