167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • چون مني تو که در فرمان تست
    نسل آن در امر تو آيند چست
  • آن صفت در امر تو بود اين جهان
    هم در امر تست آن جوها روان
  • منتظر ماني در آن روز دراز
    در حساب و آفتاب جان گداز
  • خلق در بازار يکسان مي روند
    آن يکي در ذوق و ديگر دردمند
  • همچنان در مرگ يکسان مي رويم
    نيم در خسران و نيمي خسرويم
  • او نداند که تو همچون ظالمان
    از برون در گلشني جان در فغان
  • خواب مي بينند و آنجا خواب نه
    در عدم در مي روند و باب نه
  • بي ادب تر نيست کس زو در جهان
    با ادب تر نيست کس زو در نهان
  • گشت بي خود مريم و در بي خودي
    گفت بجهم در پناه ايزدي
  • زآنک در خرجي در آن بسط و گشاد
    خرج را دخلي ببايد زاعتداد
  • چونک قبض آيد تو در وي بسط بين
    تازه باش و چين ميفکن در جبين
  • چشم کودک همچو خر در آخرست
    چشم عاقل در حساب آخرست
  • غم چو بيني در کنارش کش به عشق
    از سر ربوه نظر کن در دمشق
  • از وجودم مي گريزي در عدم
    در عدم من شاهم و صاحب علم
  • پيش شيخي در بخارا اندري
    تا به خواري در بخارا ننگري
  • بس کنم دلبر در آمد در خطاب
    گوش شو والله اعلم بالصواب
  • آب کوزه چون در آب جو شود
    محو گردد در وي و جو او شود
  • اين نصيحت راستي در دوستي
    در غلولي خاين و سگ پوستي
  • در ميان همدگر مردانه اند
    در غزا چون عورتان خانه اند
  • هين برو کوتاه کن اين قيل و قال
    خويش و ما را در ميفکن در وبال
  • اندر آن مزرع در آمد آن شتر
    کودک آن طبلک بزد در حفظ بر
  • از خدا مي خواه تا زين نکته ها
    در نلغزي و رسي در منتها
  • او مددهاي خرد چون در ربود
    از خزينه در آن درياي جود
  • حکمت حق در قضا و در قدر
    کرد ما را عاشقان همدگر
  • ديدشان در بند آن آگاه شير
    مي نظر کردند در وي زير زير