نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان ناصر خسرو
رنگ و مژه و بوي و شکل هست
در
اين خاک
يا همي اينجا درآورند ز بيرون؟
به شهر و برزن خود
در
چه يابي
جز آن کان اندر آن شهر است و برزن؟
از کين بت پرستان
در
هند و چين و ماچين
پر درد گشت جانت رخ زرد و روي پر چين
لعنت کنم بر آن بت کو کرد و شيعت او
حلق حسين تشنه
در
خون خضاب و رنگين
چون خار و خس قوي شد زه کرد خوگ ملعون
در
باغ و زو برآمد قومي همه ملاعين
در
بوستان دنيا تا خوگ زاد ازان پس
تلخ است و زشت و گنده خوش بوي و چرب و شيرين
در
تن خويش ببين عالم را يکسر
هفت نجم و ده و دو برج و چهار ارکان
هشيار باش و راست رو و هر سوي متاز
در
جوي و جر جهل چو اين ماهيان هيون
تو را خانه دين است و دانش، درون شو
بدان خانه و سخت کن
در
به فانه
گرگ، از رمه خواران و رمه،
در
گيا چران
هر يک به حرص خويش همي پر کند دره
چيزي همي عجب تر از اين تن چه بايدت
بسته به بند سخت
در
اين نيلگون کره؟
اين جان پاک تو ز چه رو مانده است اسير
پنهان
در
اين حوران و دست و کران بره؟
بنگر که چون به حکمت
در
بست کردگار
سفره ي تو را و مطهره را سر به حنجره
هر که
در
ره با گله ي خوگان رود
گرد و درد و رنج يابد زان گله
خم ز نون پشت تو هم
در
زمان بيرون شود
گر تو خم آرزو را از شکم بيرون کني
خانه اي کرده ستي اندر دل ز جهل و هر زمان
آن همي خواهي که
در
وي نقش گوناگون کني
موش و مار اندر خزينه ي خويش مفگن خير خير
گر نداري
در
و گوهر کاندرو مخزون کني
جان به صابون خرد بايدت شستن، کين جسد
تيره ماند گر مرو را جمله
در
صابون کني
آرزو داري که
در
باغ پدر نو خانه اي
برفرازي وانگهي آن را به زر مدهون کني
کوه از غم بي باکي و طغيان تو نالد
بيهوده تو چون
در
غم طوغان و ينالي؟
مکر و حسد و کبر و خرافات و طمع را
مپذير و مده ره به
در
خويش و حوالي
مور و ماهي را بر خاک و به دريا
در
نيست پنهان شدن از وي به شب تاري
به خوي خوب چو ديبا و چو عنبر شو
گرچه
در
شهر نه بزاز و نه عطاري
ز بهر چه؟ تا تن به دنيا و دين
در
دهد جان و دل را رهي وار ياري
علم را بنياد او کن مر علم را بام او
از بر و پرهيز شايد گر مرو را
در
کني
صفحه قبل
1
...
6422
6423
6424
6425
6426
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن