167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان ناصر خسرو

  • کليد است اي پسر نيکو سخن مر گنج حکمت را
    در اين گنج بر تو بي کليد گنج نگشايد
  • من اندر جستن نيکو سخن تن را بفرسودم
    سرم زين فخر در حکمت همي بر چرخ ازين سايد
  • نبيني کز خراسان من نشسته پست در يمگان
    همي آيد سوي من يک به يک هر چه م همي بايد؟
  • گشت بدبخت جهان و شد به نفرين و خزي
    هر که او را ديو دنيا جوي در پهلو خزيد
  • در جهان دين بر اسپ دل سفر بايدت کرد
    گر همي خواهي چريدن، مر تو را بايد چميد
  • راحت روح از عذاب جهل در علم است ازانک
    جز به علم از جان کس ريحان راحت نشکفيد
  • پشه ز چه يک روز زيد، پيل دوصد سال؟
    زيرا ز پشه پيلان در رنج و عنااند
  • عدلي است عطا ز ايزد ما را و ز دوزخ
    آنند رها کز در اين شهره عطااند
  • راهشان يوز گرفته است و ندارند خبر
    زان چو آهو همه در پوي و تگ و با بطرند
  • اين شگفتي بين که در نيسان ز بس نقش و نگار
    خاک بستان را همي پر زينت نيسان کنند
  • اين نشاني هاست مردم را که ايشان مي دهند
    سوي گوهرها که مي در خاک و که پنهان کنند
  • در مدينه ي علم ايزد جغد کان را جاي نيست
    جغد کان از شارسان ها قصد زي ويران کنند
  • زخوي نيک و خرد در ره مروت و فضل
    مر اسپ تن را زين و لگام بايد کرد
  • بدين لگام و بدين زينت نفس بدخو را
    در اين مقام همي نرم و رام بايد کرد
  • نرم و تر گردد و خوش خوار و گوارنده
    خار بي طعم چو در کام حمار آيد
  • بتر بود ز حشر بلکه گاو باشد و خر
    کسي که قصد در اينجا به خواب و خور دارد
  • حذرت بايد کردن هميشه زين دو سلاح
    که تن ز فرج و گلو در به سوي شر دارد
  • نگاه کن که چه چيز است در تنت که تنت
    بدوست زنده و زو حسن و زيب و فر دارد
  • چه گوهر است که يک مشت خاک در تن ما،
    به فر و زينت ازو گونه گون هنر دارد؟
  • جز آن نيابد از اين راز کس خبر که دلش
    زهوش و عقل در اين راه راهبر دارد
  • ور لاشي اند فعل نيايد ز چيز نه
    وين هر دو در تن تو به افعال ظاهرند
  • هان تا از آن گروه نباشي که در جهان
    چون گاو مي خورند و چون گرگان همي درند
  • پر نور و دل افروز عطائي است وليکن
    ما را، نه شما را، که نه در خورد عطائيد
  • هر کسي که ش خار ناداني به دل در خست نيش
    گر بکوشد زود خار خويش را خرما کند
  • راستي کن تا به دل چون چشم سر بينا شوي
    راستي در دل تو را چشمي دگر انشا کند