167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • در رخ مه عيب بيني مي کني
    در بهشتي خارچيني مي کني
  • حق تعالي گفت در گوش شعيب
    در جواب او فصيح از راه غيب
  • موشکي در کف مهار اشتري
    در ربود و شد روان او از مري
  • در چند انداخت در کشتي و جست
    مر هوا را ساخت کرسي و نشست
  • در سخن بسيارگو همچون جرس
    در خورش افزون خورد از بيست کس
  • بر قرين خويش مفزا در صفت
    کان فراق آرد يقين در عاقبت
  • تو بده رکعت نماز آيي ملول
    من به پانصد در نيايم در نحول
  • اول و آخر ببايد تا در آن
    در تصور گنجد اوسط يا ميان
  • در زمينم با تو ساکن در محل
    مي دوم بر چرخ هفتم چون زحل
  • شيخ روزي بهر دفع سؤ ظن
    در لگن قي کرد پر در شد لگن
  • من بدم آن وآنچ گفتم خواب در
    با تو اندر خواب در شرح نظر
  • در حق ديگر بود قهر و عدو
    در حق ديگر بود لطف و نکو
  • در گذر از نام و بنگر در صفات
    تا صفاتت ره نمايد سوي ذات
  • تا گره بنديم و بگشاييم ما
    در شکال و در جواب آيين فزا
  • دايه را بگذار در خشک و بران
    اندر آ در بحر معني چون بطان
  • همچو آب از مشک باريدن گرفت
    در گو و در غارها مسکن گرفت
  • در صفت نايد عجايبهاي آن
    تو درين ظلمت چه اي در امتحان
  • خون خوري در چارميخ تنگنا
    در ميان حبس و انجاس و عنا
  • سوي شامست اين نشان و اين خبر
    در ره قدسش ببيني در گذر
  • سر کشد گوش محمد در سخن
    کش بگويد در نبي حق هو اذن
  • در تمامي کارها چندين مکوش
    جز به کاري که بود در دين مکوش
  • بلک خود را در صفا گوري کني
    در مني او کني دفن مني
  • آنچنان کن که دهانها مر ترا
    در شب و در روزها آرد دعا
  • او شکسته دل شد و بنهاد سر
    ديد در خواب او خضر را در خضر
  • صحبتي باشد چو شمشير قطوع
    همچو دي در بوستان و در زروع