نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
بي تو
در
صومعه بودن بجز از سودا نيست
ز آنک تو زندگي صومعه و معبده اي
از کجا تافت چنان ماه
در
اين قالب تن
تا ز جا رفت دل و رفت به جايي عجبي
آب حيوان بکش از چشمه به سوي دل خود
ز آنک
در
خلقت جان بر مثل کاريزي
در
رخ دشمن من دوست بخنديد چو برق
همچو ابر اين دل من پر شد و بگريست بسي
در
دل عارف تو هر دو جهان ياوه شود
کي درآيد به دو چشمي که تو را ديد خسي
در
دلت چيست عجب که چو شکر مي خندي
دوش شب با کي بدي که چو سحر مي خندي
اي بهاري که جهان از دم تو خندان است
در
سمن زار شکفتي چو شجر مي خندي
آتشي از رخ خود
در
بت و بتخانه زدي
و اندر آتش بنشستي و چو زر مي خندي
در
حضور ابدي شاهد و مشهود تويي
بر ره و ره رو و بر کوچ و سفر مي خندي
اي ايازت دل و جان شمس حق تبريزي
نيست
در
هر دو جهان چون تو شه محمودي
گر همه تن سپري ور ره پنهان سپري
ور دو پر ور سه پري
در
فخ آن دام وري
خانه
در
ديده گرفتي و تو را يار نشد
آنک از چشمه او جوش کند ديده وري
چشم غيرت ز حسد گوش شکر را کر کرد
ترس از آن چشم که
در
گوش شکر ريخت کري
سر قدم کن چو قلم بر اثر دل مي رو
که اثرهاست نهان
در
عدم و بي صوري
هين سبو بشکن و
در
جوي رو اي آب حيات
پيش هر کوزه شکن چند کني کاسه گري
در
مقامي که چنان ماه تو را جلوه کند
کفر باشد که از اين سو و از آن سو نگري
سبزه ها جمله
در
اين سبزي تو محو شوند
من چه گويم که تري تو نماند به تري
چون که قاف يقين راسخ و بي لرزه بود
در
گماني تو مگر که چو کمان مي لرزي
من تو را ماه گرفتم هله خورشيد تويي
در
خسوفي گر از اين برج و بدن بگريزي
همه را زير و زبر کن نه زبر مان و نه زير
تا بدانند که امروز
در
اين ميداني
پاکبازند و مقامر که
در
اين جا جمعند
نيست تاجر که تو او را به زيان ترساني
ماه فربه شود آن سان که نگنجد
در
چرخ
گر تو تابي ز رخت بر مه تابنده زني
دل ما بتکده ها نقش تو
در
وي شمني
هر بتي رو به شمن کرده که تو آن مني
کافري اي دل اگر
در
جز او دل بندي
کافري اي تن اگر بر جز اين عشق تني
شمس تبريز که
در
روح وطن ساخته اي
جان جان هاست وطن چونک تو جان را وطني
صفحه قبل
1
...
6403
6404
6405
6406
6407
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن