167906 مورد در 0.14 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • ز رخ يوسف خوبان همه زندان چو گلستان
    چو چنين باشد زندان تو چرا در غم وامي
  • همه ذرات پريشان ز تو کاليوه و شادان
    همه دستک زن و گويان که تو در خانه مايي
  • همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوايي
    همه دردي کش و شادان که تو در خانه مايي
  • به خدا جمال خود را چو در آينه ببيني
    بت خويش هم تو باشي به کسي گذر نداري
  • چو غلام توست دولت کندت هزار خدمت
    که ندارد از تو چاره و گرش ز در براني
  • تو بخسپ خوش که بختت ز براي تو نخسپد
    تو بگير سنگ در کف که شود عقيق کاني
  • نکني خمش برادر چو پري ز آب و آذر
    ز سبو همان تلابد که در او کنند يا ني
  • همه خلق در کشاکش تو خراب و مست و دلخوش
    همه را نظاره مي کن هله از کنار بامي
  • فلکا نه پادشاهي نه که خاک بنده توست
    تو چرا به خدمت او شب و روز در هوايي
  • مه و مهر يار ما شد به اميد تو خدا شد
    که زهي اميد زفتي که زند در خدايي
  • چو خليل رو در آتش که تو خالصي و دلخوش
    چو خضر خور آب حيوان که تو جوهر بقايي
  • بت من ز در درآمد به مبارکي و شادي
    به مراد دل رسيدم به جهان بي مرادي
  • سخني ز نسر طاير طلبيدم از ضماير
    که عجب در آن چمن ها که ملک بود پريدي
  • بزد آه سرد و گفتا که بر آن در است قفلي
    که بجز عنايت شه نکند برو کليدي
  • تو کيي در اين ضميرم که فزونتر از جهاني
    تو که نکته جهاني ز چه نکته مي جهاني
  • بفروز آتشي را که در او نشان بسوزد
    به نشان رسي تو آن دم که تو بي نشان بماني
  • چو ز هجر تو به نالم ز خدا جواب آيد
    که چو يوسفي خريدي به چه در مزاد دادي
  • ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشي
    صنما در انتظارم هله تا تو شاد باشي
  • چو يقين شده ست دل را که تو جان جان جاني
    بگشا در عنايت که ستون صد جهاني
  • چه سماع هاست در جان چه قرابه هاي ريزان
    که به گوش مي رسد زان دف و بربط و اغاني
  • هله اي دلي که خفته تو به زير ظل مايي
    شب و روز در نمازي به حقيقت و غزالي
  • تويي گوهري که محو است دو هزار بحر در تو
    تويي بحر بي کرانه ز صفات کبريايي
  • تو در آن دو رخ چه داري که فکندي از عياري
    دو هزار بي قراري تو چنين شکر چرايي
  • چو دو زلف توست طوقم ز شراب توست شوقم
    بنگر که در چه ذوقم تو چنين شکر چرايي
  • ني زمين و نه فلک را قدم و طاقت توست
    نه در اين شش جهتي پس ز کجا آمده اي