نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
داريم سري کان سر بي تن بزيد چون مه
گر گردن ما دارد
در
عشق تو باريکي
در
مطبخ ما آمد يک بي من و بي مايي
تا شور دراندازد بر ما ز نمکداني
در
رزم تويي فارس بر بام تويي حارس
آن چيست عجب جز تو کو را تو نگهباني
گفتم که به چه دهي آن گفتا که به بذل جان
گنجي است به يک حبه
در
غايت ارزاني
هر نيست بود هستي
در
ديده از آن سرمه
هر وهم برد دستي از عقل به آساني
گر نامه نمي خواني خود نامه تو را خواند
ور راه نمي داني
در
پنجه ره داني
بازآ که
در
آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشين چون گوهر اين کاني
مي مرد يکي عاشق مي گفت يکي او را
در
حالت جان کندن چون است که خنداني
آن ميوه که از لطفش مي آب شود
در
کف
و آن ميوه نورش را بر کف به نهان ني
امروز به بستان آ
در
حلقه مستان آ
مستان خرف از مستي آن جا قدح و مي ني
اي خيره نظر
در
جو پيش آ و بخور آبي
بيهوده چه مي گردي بر آب چو دولابي
خلقان همه مرد و زن لب بسته و
در
شيون
وز دولت و داد او ما غرقه اين خوبي
اي نعل تو
در
آتش آن سوي ز پنج و شش
از جذبه آن است اين کاندر غم و آشوبي
اين طرفه که آن دلبر با توست
در
اين جستن
دست تو گرفته ست او هر جا که بگشتستي
در
جستن او با او همره شده و مي جو
اي دوست ز پيدايي گويي که نهفتستي
از يک قدح و از صد دل مست نمي گردد
گر باده اثر کردي
در
دل تن از او رستي
گر سير نه اي از سر هين خوار و زبون منگر
در
ماه که از بالا آيد به چه پستي
آن مست
در
آن مستي گر آمدي اندر صف
هم قبله از او گشتي هم کعبه رخش خستي
ماييم
در
اين گوشه پنهان شده از مستي
اي دوست حريفان بين يک جان شده از مستي
اي دل بر آن ماهي زين گفت چه مي خواهي
در
قعر رو اي ماهي گر دشمن اين شستي
اي خواجه اين خانه چون شمع
در
اين خانه
وز ننگ چنين خانه بر سقف سما رفتي
اي پرده
در
پرده بنگر که چه ها کردي
دل بردي و جان بردي اين جا چه رها کردي
آن شمع که مي سوزد گويم ز چه مي گريد
زيرا که ز شيرينش
در
قهر جدا کردي
اي پرده
در
پرده بنگر که چه ها کردي
دل بودي و جان بردي اين جا چه رها کردي
امروز عجب چيزي مي افتي و مي خيزي
در
باغ کي خنديدي وز دست کي مي خوردي
صفحه قبل
1
...
6396
6397
6398
6399
6400
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن