167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • چون گل سخن گوي و خمش هرگز نباشد روترش
    در صدر دل مانند هش بر اوج چون طياره اي
  • ور آدم از ايوان دل درنامدي در آب و گل
    تدريس با تقديس او بالاتر از اسماستي
  • ور هستي تن لا شدي اين نفس سربالا شدي
    بعد از تمامي لا شدن در وحدت الاستي
  • گر ضعف و سستي نيستي در ديده خفاش تن
    بر جاي يک خورشيد صد خورشيد جان افزاستي
  • گر نيک و بد نزد خدا يک سان بدي در ابتلا
    با جبرئيل ماه رو ابليس هم سيماستي
  • از شمس تبريزي ببين هر ذره را نور يقين
    گر ذوق در گفتن بدي هر ذره اي گوياستي
  • تو قفل دل را باز کن قصد خزينه راز کن
    در مشکلات دو جهان نبود سؤالت حاجتي
  • دريوزه اي دارم ز تو در اقتضاي آشتي
    دي نکته اي فرموده اي جان را براي آشتي
  • گر دستبوس وصل تو يابد دلم در جست و جو
    بس بوسه ها که دل دهد بر خاک پاي آشتي
  • چون ابر دي گريان شدم وز برگ و بر عريان شدم
    خواهم که ناگه درغژم خوش در قباي آشتي
  • خاموش کن اي بي ادب چيزي مگو در زير لب
    تا بي ريا باشد طلب اندر دعاي آشتي
  • در عشق تو چون دم زدم صد فتنه شد اندر عدم
    اي مطرب شيرين قدم مي زن نوا تا صبحدم
  • تو همچو آتش سرکشي من همچون خاکم مفرشي
    در من زدي تو آتشي خوشي خوشي خوشي خوشي
  • راقي جان در مي دمد چون پور مريم رقيه اي
    ساقي ما هم مي کند چون شير حق کراريي
  • گر درک بت را بشکند صد بت تراشد در عوض
    ور بشکند دو سه سبو کم نيستش فخاريي
  • اي بلبل ار چه يافتي از دولت گل لحن خوش
    زينهار فراموشت شود در انس کم گفتاريي
  • ديدن روزي ده تو رزق حلال است تو را
    گرم به دکان چه روي در پي رزق عددي
  • عالم جان بحر صفا صورت و قالب کف او
    بحر صفا را بنگر چنگ در اين کف چه زدي
  • موج برآيد ز خود و در خود نظاره کند
    سجده کنان کاي خود من آه چه بيرون ز حدي
  • خيره ميا خيره مرو جانب بازار جهان
    ز آنک در اين بيع و شري اين ندهي آن نبري
  • هم گل سرخ و سمني در دل گل طعنه زني
    سوي فلک حمله کني زهره و مه را ببري
  • چند جنون کرد خرد در هوس سلسله اي
    چند صفت گشت دلم تا تو بر او برگذري
  • اي دل سرگشته شده در طلب ياوه روي
    چند بگفتم که مده دل به کسي بي گروي
  • گر صفتي در دل من کژ شود آن را تو بکن
    شاخ کژي را بکند صاحب بستان به خوي
  • همچو علي در صف خود سر نبري از کف خود
    بولهب وسوسه را تا نکني راه زني