167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • گفت شه جلدي مکن در مدح يار
    مدح خود در ضمن مدح او ميار
  • زانک من در امتحان آرم ورا
    شرمساري آيدت در ما ورا
  • اول فکر آخر آمد در عمل
    بنيت عالم چنان دان در ازل
  • ميوه ها در فکر دل اول بود
    در عمل ظاهر بآخر مي شود
  • راه را گم کرد و در ويران فتاد
    باز در ويران بر جغدان فتاد
  • خاک در چشمش زد و از راه برد
    در ميان جغد و ويرانش سپرد
  • کرم در بيخ درخت تن فتاد
    بايدش بر کند و در آتش نهاد
  • زانک در راهست و ره زن بي حدست
    آن رهد کو در امان ايزدست
  • يکسواره مي رود شاه عظيم
    در کف طفلان چنين در يتيم
  • در چه دريا نهان در قطره اي
    آفتابي مخفي اندر ذره اي
  • ساعتي گرگي در آيد در بشر
    ساعتي يوسف رخي همچون قمر
  • دوستان در قصه ذاالنون شدند
    سوي زندان و در آن رايي زدند
  • در جهان بازگونه زين بسيست
    در نظرشان گوهري کم از خسيست
  • در رود در قلب او از راه عقل
    نقد او بيند نباشد بند نقل
  • در درون دل در آيد چون خيال
    پيش او مکشوف باشد سر حال
  • در کف داود کاهن گشت موم
    موم چه بود در کف او اي ظلوم
  • در پيش چون بندگان در ره شود
    تا نبايد زو کسي آگه شود
  • هم درين نحسي بگردان اين نظر
    در کسي که کرد نحست در نگر
  • مکر مي سازند قومي حيله مند
    تا که شه را در فقاعي در کنند
  • چون دل او در رضا آرد عمل
    آفتابي دان که آيد در حمل
  • هين به پشت آن مکن جرم و گناه
    که کنم توبه در آيم در پناه
  • کي چناري کف گشايد در دعا
    کي درختي سر فشاند در هوا
  • دست و پا در حق ما استايش است
    در حق پاکي حق آلايش است
  • چونک موسي اين عتاب از حق شنيد
    در بيابان در پي چوپان دويد
  • هر گيا را کش بود ميل علا
    در مزيدست و حيات و در نما