نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
خون ريزبک عشق
در
و بام گرفته ست
و آن عقل گريزان شده از خانه به خانه
به حق آن که
در
سر دارم از تو
چو خم را وا کني سر سر مرا ده
چون به عالم نيست يک کس مر مکانت را عوض
در
عزاي تو مکان و لامکان بگريسته
مشک ها بايد چه جاي اشک ها
در
هجر تو
هر نفس خونابه گشته هر زمان بگريسته
روي و چشم شمس تبريزي گل و نسرين بکاشت
در
ميان نرگس و گل جسم من پا کوفته
باد اندر امر يزدان چون نفس
در
امر تو
ز امر تو دشنام گشته وز تو مدحت خوان شده
چشم بر ره داشت پوينده قراضه مي بچيد
آن قراضه چين ره را بين کنون
در
کان شده
سوي صحراي عدم رو به سوي باغ ارم رو
مي بي درد نيابي تو
در
اين دور زمانه
نه سماع است نه بازي که کمندي است الهي
منگر سست به نخوت تو
در
اين بيت و ترانه
صد نشاط است و هوس
در
سر آن سرمستي
که رخ خود به کف پاش بود ماليده
جان ما را به صف اول پيکار طلب
ز آنک
در
پيش روي تير و سنانيم همه
در
خانه دل اي جان آن کيست ايستاده
بر تخت شه کي باشد جز شاه و شاه زاده
اي بس دغل فروشان
در
بزم باده نوشان
هش دار تا نيفتي اي مرد نرم و ساده
آن آتشي که داري
در
عشق صاف و ساده
فردا از او ببيني صد حور رو گشاده
اندازه تن تو خود سه گز است و کمتر
در
خان خود تو بنگر از نه فلک زياده
از بس شکر که جانم از مصر عشق خورده
ني را ز ناله من
در
جان شکر دميده
مي ديد حسن خود را مي گفت چشم بد را
ني بود و ني بيايد چون من
در
اين زمانه
ني با تو اتفاقم ني صبر
در
فراقم
ز آسيب اين دو حالت جان مي شود فشرده
اي از تو من برسته اي هم توام بخورده
هم
در
تو مي گدازم چون از توام فسرده
نه طالب است و نه مطلوب آن که
در
توحيد
صفات طالب و مطلوب را جدا ديده
زهي خوشي که بگويم که کيست هان بر
در
بگويد او که منم لا اله الا الله
ز آب و گل چو برآمد مه دل آدم وار
صد آفتاب چو يوسف فروشود
در
چاه
به بوي وصل دو ديده خراب و مست شده ست
چگونه باشد يا رب وصال
در
ديده
چو چتر و سنجق آن رشک صد سليمان ديد
گشاد هدهد جان پر و بال
در
ديده
دو ديده مست شد از جان صدر شمس الدين
چه باده هاست از او مال مال
در
ديده
صفحه قبل
1
...
6386
6387
6388
6389
6390
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن