نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
خداوندا
در
اين بيشه چه گم گشته ست انديشه
تني تن کجا ماند ميان جان و جانانه
بيا اي شمس تبريزي که
در
رفعت سليماني
که از عشقت همه مرغان شدند از دام و از دانه
به دم
در
چرخ مي آري فلک ها را و گردون را
چه باشد پيش افسونت يکي ادراک پوسيده
گناه هر دو عالم را به يک توبه فروشويي
چرايي زلت ما را تو
در
انگشت پيچيده
صورت مثل چادر جان رفته به چادر
در
بي صورت و بي پيکر وز هر چه مصور به
اي فتنه مرد و زن امشب
در
من بشکن
رخت من و نقد من بردار و به يغما ده
فرياد رس اي جانان ما را ز گران جانان
اي از عدمي ما را
در
چرخ درآورده
در
مي شده من غرقه چون ساغر و چون کوزه
با يار درافتاده بي حاجب و بي پرده
ني فکر چو دام آمد دريا پس اين دام است
در
دام کجا گنجد جز ماهي بشمرده
چون
در
سخن ها سفت و الارض مهادا گفت
اي ميخ زمين گشته وز شهر دل آواره
گر
در
ره او مردم هم زنده بدو گردم
خود پاره دهم او را تا او کندم پاره
سي روز
در
اين دريا پا سر کني و سر پا
تا دررسي اي مولا اندر گهر روزه
جان بخشد و جان بخشد چندانک فناها را
در
خانه و مان افتد هم ماتم و هم آوه
من بي دل و دستارم
در
خانه خمارم
يک سينه سخن دارم هين شرح دهم يا نه
اي شاهد بي نقصان وي روح ز تو رقصان
وي مستي تو
در
سر از مات سلام الله
در
عشرت آن دريا ني اين و نه آن بوده
بر ساحل اين خشکي اين گشته و آن گشته
از حسن پري زاده صد بي دل و دل داده
در
هر طرف افتاده هم يک يک و هم جفته
اي جان تو جانم را از خويش خبر کرده
انديشه تو هر دم
در
بنده اثر کرده
داني که درخت من
در
رقص چرا آيد
اي شاخ و درختم را پربرگ و ثمر کرده
اي آنک ز يک برقي از حسن جمال خود
اين جمله هستي را
در
حال عدم کرده
در
من بنگر اي جان تا هر دو سلف خنديم
کان خنده بي پايان آورد مدد خنده
حسن تو و عشق من
در
شهر شده شهره
برداشته هر مطرب آن بر دف و شبابه
در
کامه هر ماهي شستي است ز صيادي
آن ناله کنان آوه وين ناله کنان اي وه
اي شادکن دل ها اندر همه منزل ها
در
حسن و وفا فردي في لطف امان الله
اي آنک تو را ما ز همه کون گزيده
بگذاشته ما را تو و
در
خود نگريده
صفحه قبل
1
...
6385
6386
6387
6388
6389
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن