167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • اين خيار و خربزه در راه دور و پاي سست
    چون پياده حاج مي آيند اندر کاروان
  • در چنين مجمع کدو آمد رسن بازي گرفت
    از کي ديد آن زو که دادش آن رسن هاي رسان
  • مي رسد هر جنس مرغي در بهار از گرمسير
    همچو مهمان سرسري مي سازد اين جا آشيان
  • کفر و ايمان دان در اين بيضه سپيد و زرده را
    واصل و فارق ميانشان برزخ لايبغيان
  • گر تو گويي کو درستي کو درستي کو گواه
    در شکست من بيان و صد بيان و صد بيان
  • مي گزيد او آستين را شرمگين در آمدن
    بر سر کويي که پوشد جان ها حله بدن
  • چون درآرد ماه رويي دست خود در گردنت
    ترک کن سالوس را تو خويش را بر وي فکن
  • تا بريزي و برويي آن زمان در باغ او
    روي گل بر روي گل هم ياسمن بر ياسمن
  • درنگر در آسمان وين چرخ سرگردان ببين
    حال سرگردان اين بي پا و بي سر ياد کن
  • تا نه ردي کردمي و ني تردد ني قبول
    بودمي بي دام و بي خاشاک در عمان من
  • گر چو نوني در رکوع و چون قلم اندر سجود
    پس تو چون نون و قلم پيوند با مايسطرون
  • گر ندزديد از تو چيزي دل چرا آويخته ست
    چاره نبود دزد را در عاقبت ز آويختن
  • صورت صنع تو آمد ساعتي در بتکده
    گه شمن بت مي شد آن دم گاه بت مي شد شمن
  • من کجا شعر از کجا ليکن به من در مي دمد
    آن يکي ترکي که آيد گويدم هي کيمسن
  • اين دمي چندي که زد جان تو در سوز و نياز
    چون دم عيسي به حضرت زنده و باساز بين
  • خاک خواري را بمان چون خاک خواري پيشه گير
    خاک را از بعد خواري در چمن اعزاز بين
  • ما مثال موج ها اندر قيام و در سجود
    تا بديد آيد نشان از بي نشان اي عاشقان
  • اين چنين شد وان چنان شد خلق را در حقه کرد
    بازرستيم از چنين و از چنان اي عاشقان
  • اي زيان و اي زيان و اي زيان و اي زيان
    هوشياري در ميان بيخودان و مستيان
  • عيب بيني از چه خيزد خيزد از عقل ملول
    تشنه هرگز عيب داند ديد در آب روان
  • زير جعد زلف مشکش صد قيامت را مقام
    در صفاي صحن رويش آفت هر مرد و زن
  • گفتمش آخر حجابي در ميان ما و دوست
    من جمال دوست خواهم کو است مر جان را سکن
  • آن هماي از بس تعجب سوي آن مه بنگريد
    از من او ديوانه تر شد در جمالش مفتتن
  • عاشق اندر حلقه باشد از همه تن ها چنانک
    زيت را و آب را در يک محل تنها شدن
  • شمس تبريزي به عشقت هر کي او پستي گزيد
    همچو عشق تو بود در رفعت و بالا شدن