167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • تا که زر در کان بود او را نباشد رونقي
    سوي زرگر اندک اندک زودش از کان مي برم
  • ور من از سختي دل در کار خود سستي کنم
    زود از دريا برآيد شعله هاي آذرم
  • پنبه اي از لاابالي در دو گوش دل نهم
    پند نپذيرم ز صبر و بندها را بشکنم
  • مهر برگيرم ز قفل و در شکرخانه روم
    تا ز شاخي زان شکر اين قندها را بشکنم
  • ني تو گفتي از جفاي آن جفاگر نشکنم
    ني تو گفتي عالمي در عشق او برهم زنم
  • علم چون چادر گشايد در برم گيرد به لطف
    حرف هاي علم را بر گردن ابجد نهم
  • از درون باره اين عقل خود ما را مجو
    زانک در صحراي عشقش ما برون باره ايم
  • فهم و وهم و عقل انسان جملگي در ره بريخت
    چونک از شش حد انسان سخت افزون تاختيم
  • دشت و هامون روح گيرد گر بيابد ذره اي
    ز آنچ ما از نور او در دشت و هامون تاختيم
  • چون خيال او درآمد بر درش دربان شديم
    چون خيال او برون شد ما در اين درمانديم
  • شمس تبريزي تو سلطاني و ما بنده توييم
    لاجرم در دور تو باده به جام جم خوريم
  • گر ز داغ هجر او دردي است در دل هاي ما
    ز آفتاب روي او آن درد را درمان کنيم
  • گر عجب هاي جهان حيران شود در ما رواست
    کاين چنين فرعون را ما موسي عمران کنيم
  • چون از اين جا نيستم اين جا غريبم من غريب
    چون در اين جا بي قرارم آخر از جاييستم
  • چون دکان سرپزان سرها و دل ها پيش او
    هست بي پايان در آن سرها سري را يافتم
  • بار ديگر از دل و از عقل و جان برخاستيم
    يار آمد در ميان ما از ميان برخاستيم
  • گر تو را سوداي معراج است بر چرخ حيات
    دانک اسب تازي تو هست در ميدان صيام
  • ليک در هر پنج پنهان کرده قدر صوم را
    چون شب قدر مبارک هست خود پنهان صيام
  • در خورش آن بام تون از تو به آلايش بود
    همچو حمامت بشويد از همه خذلان صيام
  • خويشتن را بر زمين زن در گه غوغاي نفس
    دست و پايي زن که بفروشم چنين ارزان صيام
  • در صيام ار پا نهي شادي کنان نه با گشاد
    چون حرام است و نشايد پيش غمناکان صيام
  • چون از اين جا نيستم اين جا غريبم من غريب
    چون در اين جا بي قرارم آخر از جاييستم
  • ترشي نيست در آن خد ترش او کرد به قاصد
    که اگر روترشم من نه همان شهدم و قندم
  • دل من روشن و مقبل ز چه شد با تو بگويم
    که در اين آينه دل رخ زيباي تو دارم
  • ز شرر زان نگريزم که زرم ني زر قلبم
    ز خطر زان نگريزم که در اين ملک خطيرم