167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • دفتري از سحر مطلق پيش چشمش باز بود
    گردشي از گردش او در دل هر بي قرار
  • هر درخت و هر گياهي در چمن رقصان شده
    ليک اندر چشم عامه بسته بود و برقرار
  • بي شمار حرف ها اين نطق در دل بين که چيست
    ساده رنگي نيست شکلي آمده از اصل کار
  • سايه شاديست غم غم در پي شادي دود
    ترک شادي کن که اين دو نسکلد از همدگر
  • در پي روزست شب و اندر پي شاديست غم
    چون بديدي روز دان کز شب نتان کردن حذر
  • مي ستاني از خسان تا وادهي ده چارده
    در هواي شاهدي و لقمه اي اي بي حضور
  • لقمه ات مردار آمد شاهدت هم مرده اي
    در ميان اين دو مرده چون نمي باشي نفور
  • گر چه پير کهنه اي در حکمت و ذوق و صفا
    از شراب صاف ما هستي تو پيرا دور دور
  • گر چه اندر بزم شاهان تو بدي سرده وليک
    چون در اين بزم اندرآيي باشي اين جا دور دور
  • تو شنيدي قرب موسي طور سينا نور حق
    در حضور خضر بود آن طور سينا دور دور
  • شمس دين بر دل مقيم و شمس دين بر جان کريم
    شمس دين در يتيم و شمس دين نقد عيار
  • چون ز عقل و جان و دل برخاستي بيرون شدي
    اين يقين و اين عيان هم در گمانست اي پسر
  • عشق را از من مپرس از کس مپرس از عشق پرس
    عشق در گفتن چو ابر درفشانست اي پسر
  • هين دهان بربند و خامش کن از اين پس چون صدف
    کاين زيانت در حقيقت خصم جانست اي پسر
  • هله برجه هله برجه که ز خورشيد سفر به
    قدم از خانه به در نه همگان را به سفر بر
  • همه مست و خوش شکفته رمضان ز ياد رفته
    به وثاق ساقي خود بزديم حلقه بر در
  • لطف ها کرده اي امروز دو تا کن آن را
    چونک در چنگ نيايي تو دوتا اوليتر
  • چون خرد ماند و دل با من اي خواجه بهل
    ماه و خورشيد که ديدست در اعضاي بشر
  • رحمتي کن تو بر آن مرغ که در دام افتاد
    که ندارد چو تو شاهنشه بي چون دگر
  • نيست را هست گمان برده اي از ظلمت چشم
    چشمت از خاک در شاه شود خوب و منير
  • بانگ بلبل شنو اي گوش بهل نعره خر
    در گلستان نگر اي چشم و پي خار مگير
  • شمس تبريز در آن صبح که تو درتابي
    روز روشن شود از روي چو ماهت شب تار
  • باز در حين ببرد از بر همسايه گرو
    بخورد بامي و چنگي همه با خمر و خمار
  • پر ده آن جام مي را ساقيا بار ديگر
    نيست در دين و دنيا همچو تو يار ديگر
  • بحر از اين روي جوشد مرغ از اين رو خروشد
    تا در اين دام افتد هر دم آشکار ديگر