نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
تشنيع مي زني که جفا کرد آن نگار
خوبي که ديد
در
دو جهان کو جفا نکرد
قومي که بر براق بصيرت سفر کنند
بي ابر و بي غبار
در
آن مه نظر کنند
آن خاک تيره تا نشد از خويشتن فنا
ني
در
فزايش آمد و ني رست از رکود
در
معده چون بسوزد آن نان و نان خورش
آن گاه عقل و جان شود و حسرت حسود
سنگ سياه تا نشد از خويشتن فنا
ني زر و نقره گشت و ني ره يافت
در
نقود
نه ماه خار کرد فغان
در
وفاي گل
گل آن وفا چو ديد سوي خار مي رود
دل
در
بهار بيند هر شاخ جفت يار
ياد آورد ز وصل و سوي يار مي رود
با جام آتشين چو تو از
در
درآمدي
وسواس و غم چو دود سوي بام مي رود
تا مست نيست از همه لنگان سپس ترست
در
بيخودي به کعبه به يک گام مي رود
آن چشم نيک را نرسد هيچ چشم بد
کو شمع حسن را ز ملاء
در
خلاء ببرد
اندر رکاب تو چو روان ها روا شوند
در
وي کجا رسد به دو صد سال گام عيد
برکن تو جامه ها و
در
آب حيات رو
تا پاره هاي خاک تو لعل و گهر دهد
خود پر کند دو ديده ما را به حسن خويش
گر ماه آن ببيند
در
حال سر دهد
خاموش کن که جان ز فرح بال مي زند
تا آن شراب
در
سر و رگ هاي جان دويد
وان چشم کو چو برق همي سوخت خلق را
در
نوحه اوفتاد و به گريه سحاب شد
وان دل که صد هزار دل از وي کباب بود
در
آتش خداي کنون او کباب شد
چشم همه خشک و تر مانده
در
همدگر
چشم تو سوي خداست چشم همه بر تو باد
رفت عطارد ز دست لوح و قلم درشکست
در
پي او زهره جست مست به فرقد رسيد
فرد چرا شد عدد از سبب خوي بد
ز آتش بادي بزاد
در
سر ما رفت باد
دست حق آمد دراز با کف حق کژ مباز
در
ره حق هر کي کاشت دانه جو جو درود
ترک فلک گاو را بر سر گردون ببست
کرد ندا
در
جهان کي به سفر مي رود
آب معاني بخور هر دم چون شاخ تر
شکر که
در
باغ عشق جوي شکر مي رود
من شده مهمان تو
در
چمن جان تو
پاي پر از خار شد دست يکي گل نچيد
زود از اين چاه تن دست بزن
در
رسن
بر سر چاه آب گو يوسف کنعان رسيد
نيک بدست آنک او شد تلف نيک و بد
دل سبد آمد مکن هر سقطي
در
سبد
صفحه قبل
1
...
6342
6343
6344
6345
6346
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن