نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
آن خر به مثال جو
در
زر فکند خود را
غافل بود از شاهي کز سنگ گهر سازد
در
خانه غم بودن از همت دون باشد
و اندر دل دون همت اسرار تو چون باشد
در
عشق بود بالغ از تاج و کمر فارغ
کز کرسي و از عرشش منشور ظفر آمد
ور زانک ببندي
در
بر حکم تو بنهد سر
بر بنده نياز آمد شه را همه ناز آمد
زهراب ز دست وي گر فرق کنم از مي
پس
در
ره جان جانم والله به مجاز آمد
اي دل چو
در
اين جويي پس آب چه مي جويي
تا چند صلا گويي هنگام نماز آمد
ني روز بود ني شب
در
مذهب ديوانه
آن چيز که او دارد او داند او داند
شب رو شو و عياري
در
عشق چنان ياري
تا باز شود کاري زان طره که بفشاند
چنگا تو سري برکن
در
حلقه سر اندر کن
تو خويش تهيتر کن تا چنگ به ساز آيد
شمس الحق تبريزي هر جا که کني مقدم
آن جا و مکان
در
دم بي جان و مکان باشد
چون برروم از پستي بيرون شوم از هستي
در
گوش من آن جا هم هيهاي تو مي آيد
از جور تو انديشم جور آيد
در
پيشم
بينم که چنان تلخي از راي تو مي آيد
در
تابش خورشيدش رقصم به چه مي بايد
تا ذره چو رقص آيد از منش به ياد آيد
در
هاون تن بنگر کز عشق سبک روحي
تا ذره شود خود را مي کوبد و مي سايد
گر گوهر و مرجاني جز خرد مشو اين جا
زيرا که
در
اين حضرت جز ذره نمي شايد
جانيست تو را ساده نقش تو از آن زاده
در
ساده جان بنگر کان ساده چه تن دارد
گه جانب دل باشد گه
در
غم گل باشد
ماننده آن مردي کز حرص دو زن دارد
اي باغ توي خوشتر يا گلشن گل
در
تو
يا آنک برآرد گل صد نرگس تر سازد
نوميد مشو اي جان
در
ظلمت اين زندان
کان شاه که يوسف را از حبس خريد آمد
اي شب به سحر برده
در
يارب و يارب تو
آن يارب و يارب را رحمت بشنيد آمد
از حد چو بشد دردم
در
عشق سفر کردم
يا رب چه سعادت ها که زين سفرم آمد
گر سجده کنان آيد
در
امن و امان آيد
ور بي ادبي آرد سيلي و ادب بيند
حکمي که کند يزدان راضي بود و شادان
ور سر کشد از سلطان
در
حلق کنب بيند
صد سر ببرد
در
دم از محرم و نامحرم
ني غم خورد از ماتم ني دست بيالايد
ملولان به چه رفتيد که مردانه
در
اين راه
چو فرهاد و چو شداد دمي کوه نکنديد
صفحه قبل
1
...
6336
6337
6338
6339
6340
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن