نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
خمش چندان بناليدم که تا صد قرن اين عالم
در
اين هيهاي من پيچد بر اين هيهات من گردد
مرا گويد چرا چشمت رقيب روي من باشد
بدان
در
پيش خورشيدش همي دارم که نم دارد
براي اين رسن بازي دلاور باش و چنبر شو
درافکن خويش
در
آتش چو شمع او برافروزد
بيا اي يار لعلين لب دلم گم گشت
در
قالب
دلم داغ شما دارد يقين پيش شما باشد
در
اين آتش کبابم من خراب اندر خرابم من
چه باشد اي سر خوبان تني کز سر جدا باشد
خريدي خانه دل را دل آن توست مي داني
هر آنچ هست
در
خانه از آن کدخدا باشد
زند آتش
در
اين بيشه که بگريزند نخجيران
ز آتش هر که نگريزد چو ابراهيم ما باشد
براي ماه و هنجارش که تا برنشکند کارش
تو لطف آفتابي بين که
در
شب ها نهان باشد
بسي خرگه سيه باشد
در
او ترکي چو مه باشد
چه غم داري تو از پيري چو اقبالت جوان باشد
کفي آمد کفي آمد که دريا
در
از او يابد
شهي آمد شهي آمد که جان هر ديار آمد
ببندم چشم و گويم شد گشايم گويم او آمد
و او
در
خواب و بيداري قرين و يار غار آمد
گل از نسرين همي پرسد که چون بودي
در
اين غربت
همي گويد خوشم زيرا خوشي ها زان ديار آمد
فلک بازار کيوانست
در
او استاره گردان است
شب ما روز ايشانست که بي اغيار مي ماند
تو از نقصان و از بيشي نگويي چند انديشي
درآ
در
دين بي خويشي که بس بي خويش خويشانند
ز گنج عشق زر ريزند غلام شمس تبريزند
و کان لعل و ياقوتند و
در
کان جان ارکانند
دل من چون صدف باشد خيال دوست
در
باشد
کنون من هم نمي گنجم کز او اين خانه پر باشد
نمايد ساکن و جنبان نه جنبانست و نه ساکن
نمايد
در
مکان ليکن حقيقت بي مکان باشد
منم مصر و شکرخانه چو يوسف
در
برم گيرم
چه جويم ملک کنعان را چو او کنعان من باشد
چنار آورد رو
در
رز که اي ساجد قيامي کن
جوابش داد کاين سجده مرا بي اختيار آمد
خصوصا اندر اين مجلس که امشب
در
نمي گنجد
دو چشم عقل پايان بين که صدساله رصد بيند
شرابش ده بخوابانش برون بر از گلستانش
که تا
در
گردن او فردا ز غم حبل مسد بيند
ببردي روز
در
گفتن چو آمد شب خمش باري
که هرک از گفت خامش شد عوض گفت ابد بيند
يکي لوحيست دل لايح
در
آن درياي خون سايح
شود غازي ز بعد آنک صد باره شهيد آيد
دلي همچون صدف خواهم که
در
جان گيرد آن گوهر
دل سنگين نمي خواهم که پندار گهر دارد
مراد دل کجا جويد بقاي جان کجا خواهد
دو چشم عشق پرآتش که
در
خون جگر باشد
صفحه قبل
1
...
6334
6335
6336
6337
6338
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن