167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • در عشق زاري ها نگر وين اشک باري ها نگر
    وان پخته کاري ها نگر کان رطل خامت مي کند
  • هست اين سخا چون سير ره وين بخل منزل کردنت
    در کشتي نوح آمدي کي وقف و ره پويي بود
  • بي گاه شد بي گاه شد خورشيد اندر چاه شد
    خورشيد جان عاشقان در خلوت الله شد
  • تن را بديدي جان نگر گوهر بديدي کان نگر
    اين نادره ايمان نگر کايمان در او گمراه شد
  • معني همي گويد مکن ما را در اين دلق کهن
    دلق کهن باشد سخن کو سخره افواه شد
  • يار مرا مي نهلد تا که بخارم سر خود
    هيکل يارم که مرا مي فشرد در بر خود
  • گه چو نگينم به مزد تا که به من مهر نهد
    گاه مرا حلقه کند دوزد او بر در خود
  • چيست حشر از خود خود رفتن جان ها به سفر
    مرغ چو در بيضه خود بال و پري مي نشود
  • در غزلم جبر و قدر هست از اين دو بگذر
    زانک از اين بحث بجز شور و شري مي نشود
  • هر که رخش چنين بود شاه غلام او شود
    گر چه که بنده اي بود خاصه که در هوا بود
  • آن که ز ديو زاده بد دست جفا گشاده بد
    هيچ گمان مبر که او در بر حور مي رود
  • بانمکان و چابکان جانب خوان حق شده
    وان دل خام بي نمک در شر و شور مي رود
  • گر چه بسي بياورد در دل بنده سر کند
    غيرت تو بسوزدش گر نفسي جز اين کند
  • جان چو تير راست من در کف تست چون کمان
    چرخ از اين ز کين من هر طرفي کمين کند
  • سجده کنم به هر نفس از پي شکر آنک حق
    در تبريز مر مرا بنده شمس دين کند
  • راز دل تو شمس دين در تبريز بشنود
    دور ز گوش و جان او کز سخنت گران بود
  • يار مرا چو اشتران باز مهار مي کشد
    اشتر مست خويش را در چه قطار مي کشد
  • رعد همي زند دهل زنده شدست جزو و کل
    در دل شاخ و مغز گل بوي بهار مي کشد
  • هر که بديد از او نظر باخبرست و بي خبر
    او ملکست يا بشر بر در ما چه مي کند
  • زير جهان زبر شده آب مرا ز سر شده
    سنگ از او گهر شده بر در ما چه مي کند
  • گر نه که روز روشني پيشه گرفته رهزني
    روز به روز و ره گذر بر در ما چه مي کند
  • از تبريز شمس دين سوي که راي مي کند
    بحر چه موج زد گهر بر در ما چه مي کند
  • باغ دلم که صد ارم در نظرش بود عدم
    نرگس تازه خيره شد کز شجري چه مي شود
  • دل شده پاره پاره ها در نظر و نظاره ها
    کاين همه کون هر زمان از نظري چه مي شود
  • خيال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
    که نفي ذات من در وي همي اثبات من گردد