167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • از عشق تاجداران در چرخ او چو باران
    آن جا قبا چه باشد اي خوش کمر به رقص آ
  • در دست جام باده آمد بتم پياده
    گر نيستي تو ماده زان شاه نر به رقص آ
  • در واقعه بديدم کز قند تو چشيدم
    با آن نشان که گفتي اين بوسه نام زد را
  • بشکن سبو و کوزه اي ميرآب جان ها
    تا وا شود چو کاسه در پيش تو دهان ها
  • گر بحر مي بريزي ما سير و پر نگرديم
    زيرا نگون نهادي در سر کدوي ما را
  • سيلي خورند چون دف در عشق فخرجويان
    زخمه به چنگ آور مي زن سه توي ما را
  • زان روز ما و ياران در راه عهد کرديم
    پنهان کنيم سر را پيش افکنيم سر را
  • خورشيد و ماه و اختر رقصان بگرد چنبر
    ما در ميان رقصيم رقصان کن آن ميان را
  • روز از سفر به فاقه و شب ها قرار ني
    در عشق حج کعبه و ديدار مصطفا
  • ما شير از او خوريم و همه در پيش پريم
    گر شرق و غرب تازد ور جانب سما
  • ما همچو آب در گل و ريحان روان شويم
    تا خاک هاي تشنه ز ما بر دهد گيا
  • کان جا در آتش است سه نعل از براي تو
    وان جا به گوش تست دل خويش و اقربا
  • هر چار عنصرند در اين جوش همچو ديک
    ني نار برقرار و نه خاک و نم هوا
  • گه خاک در لباس گيا رفت از هوس
    گه آب خود هوا شد از بهر اين ولا
  • دريا به جوش از تو که بي مثل گوهري
    کهسار در خروش که اي يار غار ما
  • چند گريزي ز ما چند روي جا به جا
    جان تو در دست ماست همچو گلوي عصا
  • مرده دل و مرده جو چون پسر مرده شو
    از کفن مرده ايست در تن تو آن قبا
  • جغد نه اي بلبلي از چه در اين منزلي
    باغ و چمن را چه شد سبزه و سرو و صبا
  • اي همه خوبي تو را پس تو کرايي که را
    اي گل در باغ ما پس تو کجايي کجا
  • سرو اگر سر کشيد در قد تو کي رسيد
    نرگس اگر چشم داشت هيچ نديد او تو را
  • عمر اواني ست و وصل شربت صافي در آن
    بي تو چه کار آيدم رنج اواني مرا
  • خم که در او باده نيست هست خم از باد پر
    خم پر از باد کي سرخ کند روي ها
  • هست تهي خارها نيست در او بوي گل
    کور بجويد ز خار لطف گل و بوي ها
  • بماند نيم غزل در دهان و ناگفته
    ولي دريغ که گم کرده ام سر و پا را
  • تو جامه گرد کني تا ز آب تر نشود
    هزار غوطه تو را خوردني ست در دريا