167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • کو ديده ها درخورد تو تا دررسد در گرد تو
    کو گوش هوش آورد تو تا بشنود برهان ما
  • چون دل شود احسان شمر در شکر آن شاخ شکر
    نعره برآرد چاشني از بيخ هر دندان ما
  • اين ابر چون يعقوب من وان گل چو يوسف در چمن
    بشکفته روي يوسفان از اشک افشاران ما
  • بربند لب همچون صدف مستي ميا در پيش صف
    تا بازآيند اين طرف از غيب هشياران ما
  • بادا مبارک در جهان سور و عروسي هاي ما
    سور و عروسي را خدا ببريد بر بالاي ما
  • رقصي کنيد اي عارفان چرخي زنيد اي منصفان
    در دولت شاه جهان آن شاه جان افزاي ما
  • والله که اين دم صوفيان بستند از شادي ميان
    در غيب پيش غيبدان از شوق استسقاي ما
  • ديدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتي
    در خواب غفلت بي خبر زو بوالعلي و بوالعلا
  • گفتا چو تو نوشيده اي در ديگ جان جوشيده اي
    از جان و دل نوشش کنم اي باغ اسرار خدا
  • در مجلس ما سرخوش آ برقع ز چهره برگشا
    زان سان که اول آمدي اي يفعل الله ما يشا
  • ديوانگان جسته بين از بند هستي رسته بين
    در بي دلي دل بسته بين کاين دل بود دام بلا
  • هر کو بجز حق مشتري جويد نباشد جز خري
    در سبزه اين گولخن همچون خران جويد چرا
  • اي بانگ ناي خوش سمر در بانگ تو طعم شکر
    آيد مرا شام و سحر از بانگ تو بوي وفا
  • اي دل آواره بيا وي جگر پاره بيا
    ور ره در بسته بود از ره ديوار بيا
  • بر ده ويران نبود عشر زمين کوچ و قلان
    مست و خرابم مطلب در سخنم نقد و خطا
  • شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما
    راست بگو شمع رخت دوش کجا بود کجا
  • سوي دل ما بنگر کز هوس ديدن تو
    دولت آن جا که در او حسن تو بگشاد قبا
  • سايه زده دست طلب سخت در آن نور عجب
    تا چو بکاهد بکشد نور خدايش به خدا
  • ذره به ذره بر تو سجده کنان بر در تو
    چاکر و ياري گر تو آه چه ياري صنما
  • اسب سخن بيش مران در ره جان گرد مکن
    گر چه که خود سرمه جان آمد آن گرد مرا
  • در دو جهان لطيف و خوش همچو امير ما کجا
    ابروي او گره نشد گر چه که ديد صد خطا
  • دل چو کبوتري اگر مي بپرد ز بام تو
    هست خيال بام تو قبله جانش در هوا
  • با لب او چه خوش بود گفت و شنيد و ماجرا
    خاصه که در گشايد و گويد خواجه اندرآ
  • بنگر آفتاب را تا به گلو در آتشي
    تا که ز روي او شود روي زمين پر از ضيا
  • عاجز و بي کسم مبين اشک چو اطلسم مبين
    در تن من کشيده بين اطلس زرکشيده را