نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
غرقست جانم بر درت
در
بوي مشک و عنبرت
اي صد هزاران مرحمت بر روي خوبت دايما
مقبلترين و نيک پي
در
برج زهره کيست ني
زيرا نهد لب بر لبت تا از تو آموزد نوا
ني ها و خاصه نيشکر بر طمع اين بسته کمر
رقصان شده
در
نيستان يعني تعز من تشا
گر موي من چون شير شد از شوق مردن پير شد
من آردم گندم نيم چون آمدم
در
آسيا
اي جان جان جان جان ما نامديم از بهر نان
برجه گدارويي مکن
در
بزم سلطان ساقيا
بنگر که از شمشير شه
در
قهرمان خون مي چکد
آخر چه گستاخي است اين والله خطا والله خطا
غم را بدراني شکم با دورباش زير و بم
تا غلغل افتد
در
عدم از عدل تو اي خوش صدا
ساقي تو ما را ياد کن صد خيک را پرباد کن
ارواح را فرهاد کن
در
عشق آن شيرين لقا
چون تو سرافيل دلي زنده کن آب و گلي
دردم ز راه مقبلي
در
گوش ما نفخه خدا
رخ بر رخ شکر بنه لذت بگير و بو بده
در
دولت شکر بجه از تلخي جور فنا
اي عاشقان اي عاشقان امروز ماييم و شما
افتاده
در
غرقابه اي تا خود که داند آشنا
ديروز مستان را به ره بربود آن ساقي کله
امروز مي
در
مي دهد تا برکند از ما قبا
اي طالب ديدار او بنگر
در
اين کهسار او
اي که چه باد خورده اي ما مست گشتيم از صدا
اي باغبان اي باغبان
در
ما چه درپيچيده اي
گر برده ايم انگور تو تو برده اي انبان ما
اي تن پرست بوالحزن
در
تن مپيچ و جان مکن
منگر به تن بنگر به من چيزي بده درويش را
جان را درافکن
در
عدم زيرا نشايد اي صنم
تو محتشم او محتشم چيزي بده درويش را
رخ زعفران رنگ آمدم خم داده چون چنگ آمدم
در
گور تن تنگ آمدم اي جان باپهنا بيا
اي يوسف خوش نام ما خوش مي روي بر بام ما
انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از
در
درآ
گر قالبت
در
خاک شد جان تو بر افلاک شد
گر خرقه تو چاک شد جان تو را نبود فنا
گويي مرا چون مي روي گستاخ و افزون مي روي
بنگر که
در
خون مي روي آخر نگويي تا کجا
گفتم کز آتش هاي دل بر روي مفرش هاي دل
مي غلط
در
سوداي دل تا بحر يفعل ما يشا
خورشيد از رويش خجل گردون مشبک همچو دل
از تابش او آب و گل افزون ز آتش
در
ضيا
پيش از تو خامان دگر
در
جوش اين ديگ جهان
بس برطپيدند و نشد درمان نبود الا رضا
يا اين دل خون خواره را لطف و مراعاتي بکن
يا قوت صبرش بده
در
يفعل الله ما يشا
بي باده تو کي فتد
در
مغز نغزان مستي يي
بي عصمت تو کي رود شيطان بلا حول و لا
صفحه قبل
1
...
6318
6319
6320
6321
6322
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن