167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • يک نظر کن در جهان آب و گل از روي لطف
    دوستان را گل برافشان دشمنان را خار ده
  • اهل گل را روز روز از زور و زر معمور دار
    اهل دل را در دل شب نالهاي زار ده
  • در فراقت مردم اي جان جهان رحمي بکن
    يا دلم خوش کن بوعدي يا به وصلم بار ده
  • مسجد و محراب و منبر پر شد از زرق و ريا
    هان در ميخانه بگشا راستان را بار ده
  • زاهدان را نيست در خور عشقبازي کار ماست
    عام را زين باده کم ده خاص را بسيار ده
  • در بحر بي کنار کنارم کشيد و گفت
    بي ما چگونه بودي و با ما چگونه اي
  • بايد چو ذکر هو کنم در سينه نقش او کنم
    تا روي دل آنسو کنم سبحانه سبحانه
  • جان غرق شد در بحر او دل گم شد اندر هاي و هو
    اي (فيض) بس کن گفتگو سبحانه سبحانه
  • در راه تو ميپويم ياري ز تو ميجويم
    خالق توئي و باري جز تو که کند ياري
  • مقراض لا تذکير (فيض) بيخ دو عالم را ببر
    چون حاصل اين هر دو کون در مخزن الاستي
  • آيات حسنت مصحف است و خط و خالت سورها
    سر تا بپايت جزو جزو در حمد حق گوياستي
  • ني عهد با ما کرده تا قتل همراهي کني
    اينک سر و اين تيغ اگر در عهد و پيمان راستي
  • دادي صلاي وصل خود آنرا که افزوديش قدر
    وين (فيض) دور افتاده را در درد هجران کاستي
  • جاي هر ذره دلي در بن موئي داري
    دل ز مردم چه ربائي و بصد پاره کني
  • گفتم از عشق تو تا جان ندهم دل نکنم
    گفت اگر در غم ما جان بدهي دل نکني
  • اي آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودي دلبري
    چشمي نديده مثل تو مه طلعتي سيمين بري
  • بس در چمن گلها دميد بس سرو بستان قد کشيد
    بس چشم گردون حسن ديد اما تو چيز ديگري
  • سوخت جانم ز فراقت صنما رحمي کن
    تا بکي در دل شب يارب و يارب هله هي
  • هي بيار پي در پي يکدمم ممان بي مي
    باده تو روح افزاست ساقيا بيا هي هي
  • بود تا آرزو در دل نگردد کام جان حاصل
    ز دل هر آرزو بگسل که با دلدار پيوندي
  • بعشق حق صلائي زن خرد را پشت پائي زن
    بنام و ننگ اين باطل پرستان را چه در بندي
  • فلک غم بر سرم بارد زمين در دل الم کارد
    درين مادر پدر يارب کجا شد مهر فرزندي
  • آن از طرب و شادي در خنده و آزادي
    اين از غم و از غصه رو کرده بديواري
  • اي بجهان نهان چون جان روشني جهان توئي
    از همه ديدها نهان در همه جا عيان توئي
  • آنکه ز جاي ميبرد هر نفس اين دل مرا
    ميکشدش بهر طرف در پي اين و آن توئي