167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان فيض کاشاني

  • (فيض) را در تابه سوداي خود افکنده اي
    داريش در بيقراري هر چه خواهي ميکني
  • بر اميد وعده فردا ز خود راندي بنقد
    عابدان را در ثواب و در عقاب انداختي
  • پرتوي از مهر رويت در جهان انداختي
    آتشي در خرمن شوريدگان انداختي
  • بر جمال از پرتو رويت نقاب انداختي
    در هويدائيت ما را در حجاب انداختي
  • نيست در روي زمين اهل دلي
    نيست در زير فلک هم نفسي
  • نيست در باغ جهان جز خاري
    نيست در دور زمان غير حسي
  • با درد بگو که خسته راه
    در محنت و در بلا چه داري
  • در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشي
    در غمزه زنان هوشبر ما بلکه تو باشي
  • بچشمم در نيايد هر دو عالم
    گرم در ديده گريان درآئي
  • در زندگي نچيدم هرگز گلي از آنروي
    يارب مباد مرگم در رنگ زندگاني
  • کجا روي ز در من کجا تواني رفت
    بغير درگه ما هست در جهان جائي؟
  • کجا روم ز در تو کجا توانم رفت
    کجاست در دو جهان غير درگهت جائي
  • در عمل بگشا بر امل که مي ترسم
    در امل بلقاي اجل فراز کني
  • در حقايق اشيا شود بروي تو باز
    در مجاز بروي خود ار فراز کني
  • در هستي من آتش فکندي
    در نه کجا شد هان هان چه کردي
  • در ره دين و در طريق هدي
    اعمي و ابکم و اصم تا کي
  • دل در ره عشوه هاي ساقي فکنيم
    جان در سر غمزهاي جانانه کنيم
  • در راه طلب تمام دردم دردم
    در ورزش فهم راز مردم مردم
  • خود را بمحيط خطر انداز و مترس
    سر در ره آن نگار در باز و مترس
  • ديوان اشعار منصور حلاج

  • در خارزار انس چرا ميبري بسر
    چون در رياض انس بسي کرده چرا
  • در کرب و در بلا صفت ابتلاي من
    شاها همان حديث حسين است و کربلا
  • پاي همت چون تواني يافت در گلزار انس
    پس چرا در خارزار انس ميجوئي چرا
  • در وفاتت ابر با صد ناله بارنده ز اشگ
    در عزايت آسمان پوشيده اين نيل وطا
  • احرام در دوست چو از صدق ببستيم
    در هر قدمي کعبه صد گونه نياز است
  • عشاق نوا چون ز در دوست بيابند
    در جان حسين آرزوي عزم حجاز است