نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان فيض کاشاني
ياري که دل نشين شد با جان چو جان قرين شد
بر هجر ره به بندد بر وصل
در
نبندد
مجنون ز تو مجنون شد وز تو جگرش خون شد
هر چند که
در
صورت ليلاي دگر دارد
کند
در
لطف اگر غرقم از آن قهار ميزيبد
بسوزد گر بنار قهر از آن الطاف مي آيد
مرا
در
راه عشق او بسي افتاد مشگلها
کند گر مشکلاتم حل از آن کشاف مي آيد
وآنان که نه اينند و نه آن مثل من و تو
در
کش مکش اين دو نه پشتند نه رويند
با اين همه بدنيي دون بسته اند دل
آيا
در
اين عجوزه چه شوها که ديده اند
هر چه دل کرد آرزو و جان از آن ذوقي گرفت
آرم آنرا
در
سخن شعر اين تقاضا مي کند
عامي اگر پرسد ز من عامي شوم من
در
سخن
گويم چرائي ناتمام علم اين تقاضا مي کند
آيد چو از راه جدل باشد مرا هم اين عمل
برهان نيارم
در
کلام علم اين تقاضا مي کند
از نور مصباح يقين تا ره نه بينم مستبين
حاشا نهم
در
راه گام علم اين تقاضا مي کند
از عمر تا دارم نفس از ره نخواهم کرد بس
تا
در
جنان گيرم مقام علم اين تقاضا مي کند
در
کار دينم مرد مرد عقل اين تقاضا مي کند
وز شغل دنيا فرد فرد عقل اين تقاضا مي کند
صد گون مدارا مي کنم تا
در
دلي جا ميکنم
دشمن ز سر وا ميکنم عقل اين تقاضا مي کند
در
کار آن خورشيدوش چشمم چو تير غمزه اش
کاهل نمي باشم دمي عشق اين تقاضا مي کند
در
عشق تا گشتم علم علمم فزايد دم بدم
جاهل نمي باشم دمي عشق اين تقاضا مي کند
نيست دنيا جاي آرام آن که را هوشي بود
بر دلش
در
زندگي لذات دنيا سرد شد
هر کسي را وقت مردن دل شود سرد از هوا
(فيض) را
در
زندگي دل از هواها سرد شد
کام عمر آن يافت کاندر راه طاعت صرف کرد
وقت او خوش کو تنش
در
راه حق فرسوده شد
زاهد از انکار عشق افکند
در
کارم گره
دست عشقم بر سر آمد آن گره بگشوده شد
گفت و گوي اين سخنها سالها
در
پرده بود
چون شدند اغيار از آن گر برملا بشنوده شد
مرد آن باشد که چون او را رهي بنموده شد
در
همان ساعت بپاي همتش پيموده شد
مرد آن باشد که چشم و گوش و دست و پاي او
جمله
در
راه خدا بهر خدا فرسوده شد
مرد آن باشد که آتش
در
هواي نفس زد
پيش از آن کاندر لحد ار کان چشمش توده شد
مرد آن باشد که کرد او غسل
در
اشک ندم
دست و پايش چون بلوث معصيت آلوده شد
چو گردم تشنه معني دلم ز آن لب سخن گويد
چو آب زندگي جويم
در
آن خط و ذقن گردد
صفحه قبل
1
...
6293
6294
6295
6296
6297
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن