نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
جام مي خوردست بي حد ز آتش خنديدست لب
از طبيعت
در
بدن خونست قوت را سبب
اي رفيقان
در
بهار از باغ و بستان مگذريد
بر نوا و نغمه قمري و بلبل مي خوريد
خوب نظمي ساز همچون گوهر اي مسعود سعد
رو ثنايي بر به صاحب
در
خور اي مسعود سعد
اي جهان فضل و دانش نيک بنگر
در
جهان
تا جز آن کش بنده مطبوع بد دستور هست
بر ستايش چيره گشته هر زباني مر تو را
از سخا
در
هر هنر باشد نشاني مر تو را
گر فلک گرديم و اندر نظم بر اختر رسيم
کي به يک پايه ز جاه و رتبت تو
در
رسيم
تاختن آورد عيد
در
دم لشکر فتاد
اي خنک آنکو به صوم داد خود از وي بداد
اي شده شهره به تو هر چه
در
آفاق شهر
عالم سر تا به سر يافت ز فر تو بهر
گوهر اردر زير پا آرم کنم سنگ سياه
خاک اگر
در
دست گيرم سازم از وي کيميا
هر شاه کو به فرمان با تو درست نيست
مغزش ز زخم گرز تو
در
هم شکسته باد
وآن دل که بر خلاف تو انديشه اي کند
در
تن به زخم ناوک دلدوز خسته باد
نگر چگونه بود حال من که
در
شب و روز
چرا غم از مهتابست و آتش از خورشيد
از آنکه دست تو بر جاي جرعه گيرد جام
به حرص
در
کشم آن جرعه اي که ماند زير
تا
در
جهان جواني و پيري بود مدام
جفت و قرينت بخت جوان باد و راي پير
و گرت بستد و رشک آمدش عجب نبود
که
در
کمال و بزرگي تو را نبود قياس
دو حال نيک و بد آرد همي ز هفت فلک
به هفت کوکب
در
پنج حس و چار ارکان
چون باد و آب
در
که و دشت اوفتد
تيغ چو آب و آب چون باد من
اي بر تو ثنا کرده تاج زر و تخت زر
پيدا شده
در
گيتي کار نو و بار نو
در
مغز و طبعم افتاد آتش ز بهر آنک
دست تو بر نبيد و بلور است و آفتاب
در
دل چو خيره خيره کند عشق خار خار
با رنج دير دير کند صبر دار دار
گل گل فتاده بر دو رخ من رده رده
تا تازه تازه
در
جگرم خست خار خار
اي مهر و ماه چند کشم
در
غم تو آه
ترسم که مهر و ماه بسوزد ز آه من
خرد
در
باغ مدح او چو برگردد تماشا را
رسيده ميوه ها چيند ز شاخ و بار جان اي جان
غم بگذرد از من چو به من برگذري تو
آن لحظه شوم شاد که
در
من نگري تو
بيگانه گشتن از من چون
در
سر تو بود
با جان من به مهر چرا آشنا شدي
صفحه قبل
1
...
6286
6287
6288
6289
6290
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن