نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
کردست چرخ گردان از بيم جود تو
در
طبع خاک و سنگ زر و سيم را دفين
چون جسم و روح ملک و سعادت شوند جفت
از پيش آنکه بندد
در
حرف ميم و سين
مجد و سنا و عاطفت و رج و دولتست
در
پيش تو به راستي اي چرخ راستين
بر هر مکان به پاي شرف سوي تخت شو
در
هر نظر به چشم طرب روي لهو بين
رايان هند را و هزبران سند را
در
بيشه ها بياب و به يک جا بشار کن
در
کار شو برهنه و از فتح و از ظفر
مردين و ملک را تو شعار و دثار کن
اي بي قرار
در
کف شه بي قرار باش
اطراف را قرار ده و با قرار کن
عماري بر شتر رهبر جلالش از نسيج زر
به
در
و گوهرش از سر مرصع کرده تا پايان
هميشه تا همي تابد ز روي چرخ هفت انجم
هميشه تا همي پايد به گيتي
در
چهار ارکان
به هر چه قصد کني مر تو را چه باک بود
چو هست ايزد
در
کارها دليل و معين
چون به گوش آمد صرير کلک تو بدخواه را
بشنود هم
در
زمان از تن صفير استخوان
تاجهاشان بود بر سر از عقيق و لاجورد
قرطه هاشان بود
در
بر از پرند و پرنيان
مشک بودي بي حد و کافور بودي بي قياس
در
بودي بي مر و ياقوت بودي بي کران
از نهيب گرز او
در
چرخ گردنده اثر
وز سر شمشير او بر ماه دو هفته نشان
فرخ و فرخنده بادت مهرگان و روز مهر
باد دولت با تو کرده صد قران
در
يک قران
اي پر هنر سوار به ميدان کر و فر
در
باد و برق چيست مجي و ذهاب تو
قيصر به خواب ديد تو را
در
ميان جنگ
وان خنجر اندر آن کف خنجر گذار تو
نه دفع باشد نه خطا
در
رزم پيکان تو را
بنشانده اند اندر قضا گويي مگر پيکان تو
در
جد و هزل آمد پديد اندر ادب معني تو
دشوار پيران جهان شاها بود آسان تو
يک ذره نبود نيکويي روزي به شادي نگذرد
آن را که
در
دل بگذرد يک ذره از عصيان تو
من دريده جيب و اندر گردن آن سيم تن
دستها
در
هم فکنده همچو گري و انگله
رفته و گفته غم سوداش بر هر طايفه
کرده از هجرانش بر سر خاک
در
هر مرحله
در
جهان از باد خشمش زلزله خيزد همي
گر نه از حلمش زمين ايمن شدي از زلزله
بند جود و طوق منت ساختي زيرا که هست
مکرمت هاي تو
در
هم گشته همچون سلسله
شاد و غمگين گشته از خذلان من
در
پيش تو
دشمنان دو زبان و دوستان يک دله
صفحه قبل
1
...
6284
6285
6286
6287
6288
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن