نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
هر که
در
راه خلاف و خشم تو بنهاد پاي
رفتنش چون مار بر پشت زمين گشت از شکم
ايزد از خلق تو آرد
در
جهان پيدا بهار
زان چونيسان اندر آمد زآن شود گيتي خرم
بنده بر تو گشتم حلقه
در
گوش اي عميد
زانکه برنايد ز من جز آفرينت هيچ دم
از تو
در
هندوستان يافتم من نام جود
قد بختم راست از تو شد کجا بد پر ز خم
اي شاه وحش و انس ز امن تو باشد انس
اندر حريم ملک تو چون وحش
در
حرم
از گونه گونه نعمت وز جنس جنس عطر
در
مجلس تو مست شده حس ذوق و شم
ار جو که ضعف تن نکند خاطر مرا
در
مدح تو به عجز و به تقصير متهم
کافتاده بود ازين پيش اين چرخ شير زخم
با جان و مال و جاهم چون گرگ
در
غنم
در
بندگيت ازين پس چون کلک چون دوات
بندم ميان به جان و گشايم به مدح فم
لهو و نشاط ساخته
در
بزم تو به طبع
با يکدگر چو زير و بم از لحن زير و بم
ور تو خواهي که کني شه را
در
مدح صفت
به جز از وارث اعمار مکن گو نکنم
با تو به بد دعا نکنم گر تو بد کني
در
رنج و درد گر کنم اي بت خطا کنم
گويد همي زمانه که از کين و مهر شاه
در
عالم اصل شدت و عين رخا کنم
به جام زرين مي خواه از آنکه زرين شد
ز بخشش تو همه سايلانت را
در
و بام
شکيب و صبرم
در
دل نگر که روز و شبست
يکي فزون نشود تا يکي نگردد کم
وگر دلم ز دم سرد گرم گشت رواست
نه سرد باشد
در
گرم کوره ها هر دم
به دست چپ بدهم آن گهر که
در
يک سال
بهاي صد گهر از دست راست بستانم
اي ترک باد جنگ برون کني يکي ز سر
برخيز و باده
در
ده بر فتح جنگوان
در
لعب کر و فر تو گردان چو گردباد
بر عطف طعن و ضرب تو پيچان چو خيزران
آن کوه را که خاصه تو را جنگ جاي بود
در
پيش سجده کرد همي گنبد کيان
يک خرده يادم آمد و اين نيک خرده ايست
شايد که
در
سخن کنم اين خرده را بيان
در
آب جست چو ماهي از آنکه دانست او
که تيغ خسرو مرگست و رست ازو نتوان
هر بيت که چون تير به اندام زمن رفت
در
وقت زند بر دل بدخواه تو پيکان
دانم که چو من عاجزم از مدحت تو کس
مدح تو نگويد به سزا
در
همه گيهان
ز حرص جود تو
در
کان همي بخندد زر
ز بيم دست تو بر زر همي بگريد کان
صفحه قبل
1
...
6282
6283
6284
6285
6286
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن